2009/07/14

شفافیت و ‌مستوری در سیاست - دوم

امر‌درونی و پنهان در درون خود تعارضی مبنایی را حمل می‌کند، تعارضی‌که به طبیعت شرایط انسانی وابسته است، در رویارویی با هجوم امر بیرونی آشکار می‌شود، برای پیش‌گیری از خطر بیرون، مدام نگران محافظت از‌خویش است و این همان تقابل خصوصی – عمومی در بحث ماست. چیزی که درونی است باید در حصار حوزه خصوصی محافظت شود و تا انجا که به کنش انسانی نیانجامیده محفوظ می‌ماند ولی آنجا که در حوزه روابط انسانی کنش برانگیخت اثار و عوارضی دارد که بنا به طبیعت از پیله خویش خارج و به‌حوزه عمومی وارد می‌شود.

مرزهای این‌دو حوزه البته بنا‌به طبیعت و نسبت اجتماعی‌شدن (سوسیالیزه) امر‌خصوصی، می‌تواند ابهام داشته و ناشفاف باقی بماند و شرایط زمانی حاکم بر‌این دو عرصه می‌تواند نسبت این شفافیت را روشن کند. سطوح این شفافیت در سه حوزه اقتصادی (تجارت و بازار)، رسانه و تبلیغات و سیاست متفاوت است و عصر پست مدرن غربی با دریدن حجاب‌های حوزه خصوصی پرتو بیشتری به‌این سه حوزه تابانده تا جایی‌که شفافیت ناشی‌ ازآن به پدیده "دیده‌بارگی" (معادل آشوری برای ووایوریسم) انجامیده است.

مفهوم "دیده‌بارگی" یا تمایل به آشکاری و نمایش، با مفهوم "حیا" که اختصاص به حوزه خصوصی داشته و مفهومی بسیار پیچیده است مرتبط است. "حیا" در هریک از حوزه‌های جغرافیایی هم‌چون فرانسه، ژاپن، دنیای‌اسلام و دنیای‌عرب عرض‌عریضی را می‌پوشاند و با مفهوم "رابطه با دیگری" معنا می‌شود. آنچه از "رابطه" در دنیای ژاپنی استنباط می‌شود با آنچه در دنیای غرب وجود دارد متفاوت است و آنچه ذیل این مفهوم در دنیای اسلام قابل فهم است آن‌چیزی نیست که در جهان فرانسوی یا انگلیسی مرسوم است. مفهوم ظریف "حیا" در فرهنگ ژاپنی یا اسلامی فاعل کنش‌گر شناسا را حتی در حوزه سیاسی و مسئولیت‌های عمومی، آن اندازه به‌پیش نمی‌راند که فاعل غربی را به‌پیش رانده است. با این‌همه دراین حوزه‌های جغرافیایی و رفتاری نمی توان ازاین مفهوم همان کارکرد سنتی را انتظار داشت که پیش‌از این در یک "نظام اندرونی" معنا می‌شد.

در امر انتخابات که حوزه رفتاری عمومی و سیاسی است، شهروند با عبور از مرزهای سنتی حیا و در تمایلی به آشکارگی، به وکیل خود (نماینده مجلس یا رییس‌جمهور) فرصت و نیابت تصمیم‌گیری می‌دهد و او را در عرصه‌ای همگانی به‌پیش می‌اندازد تا خواستی خصوصی را به اراده‌ای عمومی و آشکار بدل سازد. اراده آشکارسازی در این مرحله قادر به خصوصی سازی و پنهان بافی نیست و حتی در فرهنگ هندی هم که ذهنیت امرخصوصی در فضای مقدسی مانده است انتشار تصاویر به‌کمک رسانه‌های عمومی و رفتار سیاسی که نیاز به آشکارگی دارد، قداست این حوزه خصوصی را شکانده است.

در دنیای رسانه و سیاست امروز که دنیای انفجار تصاویر است نمی‌توان هم به‌قاعده آن تن درداد و هم بر اساس مفهوم سنتی "حیا" مخالف آشکارگی بود. دراین دوحوزه حساسیت دوچندان است، "بی‌حیایی" به‌مفهوم سنتی یا خرق حوزه خصوصی در همین جاست که با مفهوم مدرن "آزادی بیان" درگیر می‌شود. به‌اعتقاد جرج برنانو (1888-1948) ما چیزی از تمدن امروز درنیافته ایم، اگر درنیابیم که این تمدن توطئه‌ای علیه همه اشکال زندگی خصوصی است. جهان نیچه‌ای امروز، جهان بیرونی است، جهانی که هویت انسان‌ها باحضور در عرصه بیرونی معنا می‌شود و همه اطوار، احساس و اعتقاد و کلام انها در معرض دیدگان دیگران است.

در این جهان هرتلاشی برای پنهان ماندن جامعه و سیاست موجود در آن، تلاشی برای انزوا تفسیر می‌شود، تلاش برای ارایه تصویری خفته از جامعه، تلاش برای پس‌راندن همه جنبشی است که انسان عصرامروز از خود بروز داده وخود را در معرض داوری و نگاه دیگران قرار می‌دهد. سیاستی که به‌حوزه اندرونی قایل است و همه بیرون را علیه خویش و توطئه برخویش می‌بیند، برای گسستی ناممکن تلاش می‌کند، گسستی که براساس منطق دوگانه بیرون و اندرون، شهروندان خود را به‌مثابه "عورات حرم" می‌بیند و هرگونه نگاه از بیرون به جزیی از این "عورت" را در حکم امرممنوع و حرام تلقی می‌کند.

در جهان دیروز، هرحکمی درباره "عورات اندرون" ازسوی حاکم و دولت‌مرد روا بود، نه ازان‌روی که با گسست از جهان بیرون، قضاوت بیرونی نمی‌توانست مانع شود، که احساس مالکیتی نسبت‌به اندرون وجود داشت و اعمال "عقل‌برتر" که عقل اداره‌اندرونی بود آن را روا می‌دانست. سیاست به‌عنوان بیرونی‌ترین حوزه رفتار انسانی در عصرجدید، عرصه تلاشی است تا درونی انسان را به بیرونی ناب تحول دهد و از همین‌روی با بازخوانی رفتار یونانی مشارکت‌عمومی و همه‌پرسی به انسان فرصت می‌دهد تا از مقوله ماکیاولیستی سیاست عبور کند و بی‌انکه چتر توطئه را بر این حوزه اندرونی بگسترد به‌دیگران اجازه داوری آشکار نسبت به رفتار رهبران خویش دهد.

هویت جدید سیاسی یعنی "آشکاری سرنوشت ملی" از این پس با لذتی همراه می‌شود که در جهان‌ دیروز دراندرون جای داشت. جای لذت و درد تغییر کرده است و انسانی که امروز می‌تواند با مشارکت سیاسی، موجودیت و تمنای خود را به‌تماشای همه بگذارد، از دردهای نهانی خود فاصله می‌گیرد و فرصت‌جدید را برای بازیابی شادی‌های عمومی درمتنی همگانی مغتنم می‌شمارد. انسانی که هر چه ازخود فاصله می‌گیرد در دیگران غرق می‌شود و چون دردیگران غرق می‌شود بادیگران یکی می‌شود و نقش رسانه در ایجاد این احساس‌ نو بسیار حیاتی است. احساسی عیان، آشکار سازی بی‌بدیل که سهمی برای اندرون نمی‌گذارد و می‌خواهد همه‌چیز را در پرده تصویر تازه خویش، تقسیم کند.

دراین آشکارسازی، انسان جدید هویتی تازه می‌یابد، شکننده‌تر، وابسته‌تر و بظاهر ضعیف‌تر می‌شود، انسانی‌که داوری رستم‌گونه ازخویش را در اندرونی دیروز از دست داده بود امروز همه چیزش دربرابر دیدگان دیگران عیان است. در عرصه سیاسی، جامعه آشکار جامعه‌ای شکننده‌تر است، اما این شکنندگی به‌معنای فروپاشی نیست (فروپاشی تصویر سیاست دیروزی و متعلق به اصحاب نظم اندرونی بود) بلکه به‌معنای یافتن توان بازسازی و "خویش ترمیمی" است. هر اندازه این نوع سیاست بیشتر در معرض داوری دیگران قرار گیرد فسادهایش آشکارتر می‌شود و ازاین پس نمی‌تواند با اعمال قدرت یک‌سویه فساد اندرونی را بپوشاند و تصویر رستم‌گونه دیروز خود را بازسازی کند.

شکننده‌تر شده است ازاین‌روی که می‌بایست تصویری مقبول‌تر، عمومی‌تر و بیشتر مبتنی بر خرد‌عام ازخود نشان‌دهد، دیگر نمی‌شود درعرصه‌ای عمومی هم‌چون سیاست و انتخابات که اقتضای اشکاری دارد به‌دیگران گفت به‌شما مربوط نیست، در امور داخلی من مداخله نکن، این یک دعوای خانوادگی است، صلوات بفرستید و ... !

ذهنیت دیروز به‌عینیتی بدل شده است که به‌گفته "میشل هانری" فیلسوف فرانسوی (1922-2002) محصول گریزاز خویشتن است، گریزی که به‌تعارضی حل‌نشدنی هم می‌انجامد و آن گرفتاربودن در دردهای زندگی و خویشتن خویش است که نمی‌شود از ان کاملا گریخت، همان که در عرصه اجتماعی و سپهر سیاست بحث ما، از ان باید به "هویت ملی" تعبیر کرد.

ادامه دارد

Libellés : , ,


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

 

2009/07/02

شفافیت و ‌مستوری در سیاست - یکم

پیش‌از‌این به‌خوانندگان گرامی وعده داده بودم تا در‌فرصتی مناسب به‌مقوله "شفافیت" بپردازم و امروز که امر انتخابات دست‌کم در ظاهر به‌فرجام خود رسیده‌است زمان وفای آن‌عهد است. به‌واقعه‌ای که گذشت یا به‌تعبیری رساتر"درگذشت" از مناظر ‌و سطوح مختلف می‌توان نگریست، برخی را بررسیده‌اند و برخی زوایا همچنان نیازمند بازبینی و تامل‌دقیق است.

ما چه‌بخواهیم و چه‌نخواهیم وارد عصری‌دیگر شده‌ایم، انتخابات 22 خرداد تاریخ کشور ما را به دو‌پاره کرد، این‌سوی این تاریخ با ان‌سوی آن در کم و‌کیف متفاوت است. در این‌سوی تاریخ همه‌چیز ما در‌معرض کاوشی دوباره قرار گرفته‌است و بازیگران این‌سوی تاریخ تمامی اصول و فروع آن‌سوی را به‌چالش و داوری گرفته‌اند. هر‌چه‌هم ما با‌تکیه بر پول و زور و رسانه بر طبل خالی قانون بکوبیم چیزی‌از اهمیت این‌داوری کم نمی‌کند.

یکی از زمینه‌های مهم این داوری کنکاش در مقوله "شفافیت" است، مقوله‌ای بحث برانگیز که تمامی احوال و آثار این انتخابات در دو‌سه ماه گذشته پیرامون مفهوم آن دور زده است و بازیگران انتخابات از دو اردوی موافق و‌مخالف بر‌سر وجود و عدم آن مناقشه کرده‌اند. من اما در اینجا فراتر از مباحث روزانه به جلوه‌های نظری آن خواهم پرداخت و می‌کوشم تا زاویه‌ای از ان را بازشکافم.

مقوله "شفافیت" را با نقیض‌مستور آن یعنی "رمز و‌راز" آغاز می‌کنیم و این هر‌دو را در پهنه اندیشه‌سیاسی به‌مظان نقد و‌داوری می‌بریم. "امر‌شفاف‌سیاسی" یا "امر‌مستور" را به‌یونان‌باستان باز‌می‌گردانم و در‌جای خود به‌زندانیان غار‌افلاطون می‌رسم که مبنای مناقشه‌ای فلسفی در عرصه سیاست است. مقوله فلسفی-سیاسی "شفافیت" با‌هدف راز‌زدایی از قدرت‌سیاسی و بررسی میزان سلامت رهبران در آثار سده‌های پسین و پس‌از رنسانس در دو گرایش اخلاق آنگلوساکسون و حقوق فرانکوفون قابل تمایز و باز‌شناسی است.

نتیجه هر‌دو گرایش‌بالا تا پیش‌از ظهور عصر‌جدید که ما در‌ان بسر می‌بریم و همه‌چیز در جهان‌آزاد‌رسانه در خدمت شفافیت بیشتر است، به‌رمزهای حقوقی و تدوین "حقوق‌راز" انجامیده و برای کاهش تناقض پایدار در دو‌امر "شفاف" و "راز‌آلود"، به قانونی‌سازی "امر پنهان" توسط قانونگذاران و رهبران‌سیاسی محدود شده‌است، قانونی‌که البته ریشه در اجماع و اخلاق‌مقبول‌عامه دارد، هم‌چون قانون حفظ‌اسرار‌مریض توسط طبیب.

باور‌عمومی و کنش‌رهبران در انتخابات اخیر‌ما نشان‌داد که‌گویی نظام‌سیاسی از آشکاری و شفافیت به‌گونه‌ای غریب گریزان است و امروز که به‌مدد رسانه آزاد دست‌کم نیم‌قرن از روندهای شفاف‌ساز در عرصه‌سیاست‌جهان می‌گذرد، غافل‌از تجربه‌گذشته، تلاش ناموفقی برای بازگشت به‌سده‌های هفده و هجده اروپا در کشور‌ما درگرفته است تا هرآنچه می‌توان از شفافیت گریخت و به‌راز‌سیاسی روی‌اورد، راز را‌هم با ابزاری‌انحصاری قانونی‌کرد و بی‌آنکه بر‌حول آن اجماع‌عام صورت گیرد اندک‌اندک آن را به‌امر‌مقدسی بدل ساخت، امر‌مقدسی که دور‌از‌دسترس عامه‌مردم است، از ان بی‌خبرند و تنها طبقه‌ای خاص و ممتاز می‌توانند از جعبه جادوی آن رازگشایی کنند.

بحث امروز ما بحث مشروعیت‌بخشی به راز‌قانونی است، رازی که از‌قضا در‌پهنه یک امر‌سیاسی چون انتخابات روی‌داده و در یک تعقیب و‌گریز تاریخی میان ابهام و تناقض سرآن دارد تا جامه‌مشروع بپوشد و به‌عنوان امری‌مشروع، موجه و قانونی از دوره گذار بحرانی به‌سلامت بگذرد.

"شفافیت" نیازی ضروری در تبادل و‌تعامل اجتماعی است و انتخابات عرصه‌آشکار یک تبادل‌عمومی میان دولت و ملت است، آنجا‌که تبادل نیست نیازی به‌شفافیت نیست و راز آن‌هم نوع‌مقدس‌آن تنها در‌یک جریان یک‌سویه است که از‌سر‌لطف شکل می‌گیرد. در عرصه دادوستد‌اجتماعی و قرارداد‌سیاسی که همه‌چیز دو‌سوی معامله باید روشن باشد تا تبادلی هر‌چه سالم‌تر صورت‌گیرد، جای امر رازآلود نیست و انتخابات شفاف‌ترین میدان‌تعامل میان دولت و ملت است.

شفافیت مولود‌آگاهی است و آگاهی در پهنه کنش‌های سیاسی – اجتماعی جوامع آزاد است که مجال توسعه می‌یابد. با این‌تعریف جامعه‌آزاد، جامعه‌ای آگاه است. ریشه و تبار "راز" را اما در جوامع‌پیشینی باید جست. جامعه‌ای که می‌توان حقیقت را در‌آن از مردم پوشانید و آگاهی‌را از‌آن دریغ داشت جامعه‌ای بسته است که تنها با نمایش اسرار و مصالح می‌توان آن را اداره کرد. گشایش هر‌جزیی از این اسرار می‌تواند به‌آگاهی بدل‌شود و آگاهی که مولود و هم‌زاد شفافیت است، ازادی طلب می‌کند و آزادی مهر‌خاتمت بر صندوقچه نهانی سیاست می‌گذارد.

راز‌سیاسی اگر هیچ دریچه‌ای به‌سوی شفافیت نداشته باشد، یعنی هیچ کنش‌آزاد و‌آگاهی را برنتابد استعداد این را دارد تا از مرحله رمزهای قانونی به‌مرحله رازهای باطنی نهادینه، عبور ‌کند و موجودیت و مشروعیت‌خود را در گرایش‌های عارفانه و پنهان‌باطنی بجوید که این در عرصه سیاست سم‌قاتلی است و می‌تواند به‌گرایش‌های رادیکال خرد‌ستیز و عامه‌پرهیز حلقه‌های باطنی منجر شده و منشا ظهور جنبش‌های باطنی در سپهر‌سیاست گردد. گرایش‌های باطنی سپهر‌سیاست هم اگر به‌ضرب قدرت و ثروت بی‌حساب و خارج‌از نظارت‌مردم، سودای خروج از مرزهای‌ملی داشته باشد، آنگاه می‌تواند تهدیدی جهانی تلقی شود. پس میان رمز‌قانونی و راز‌باطنی هنوز فاصله است.

نظام‌سیاسی مبتنی‌بر‌راز بر اصل دو‌گانه‌ای استوار است، دوگانه "بیرون" و "اندرون". بیرون با ترس و توهم و دشمن آمیخته است و اندرون با راز‌اهل‌سر و لطف و شفاعت اندرونیان. هر دو‌حوزه این دو‌گانه پایدار، با دو‌مفهوم "درد" و "لذت" گره خورده است. حضور در‌اندرون یا مجمع‌اسرار، لذتی از فیض‌حضور تا هیجان‌اکستاز را با‌خود دارد و حوزه‌بیرونی آمیخته با درد و الم و‌تشویش است. نظام‌سیاسی مخالف‌امر‌شفاف، در‌تناسبی آشکار چنان تنظیم می‌شود که یا‌باید در‌درون بود و یا در‌بیرون و تقسیم درد و لذت در نسبت‌نزدیکی به‌این دو‌حوزه اندرونی و بیرونی تعریف شده است.

اهل‌اندرون به‌کروبیانی می‌مانند که با‌توجه به‌نسبت نزدیکی به‌ "منبع‌سـّـر" در فضای لذات معنوی و سپیدی مواجید‌عرفانی و مکاشفات سیر می‌کنند و بیرونیان چون از منبع‌فیاض ســّـر و‌ راز‌اهل‌باطن محروم‌اند به‌همان‌اندازه به‌تاریکی و سیاهی‌خصم نزدیک‌ترند و از شفافیت که در این منطق همان "سیاست راز" است محروم‌تر.

دو‌مفهوم "بیرون" و "اندرون" را تنها در‌یک نظام‌عینیت‌فلسفی است که می‌توان تفسیر کرد. مفهوم‌درونی قابل‌مشاهده و اندازه‌گیری نیست و تنها با‌یک جراحی می‌توان چیزی‌نهان را هویدا کرد و آن را به‌معرض تماشای چشم‌ظاهر گذاشت. امر‌باطنی عینیتی ندارد و تنها با حضور‌نفس‌الامری است که خویش‌آگاهی را به‌معرض تماشای عموم می گذارد. این خویش‌آگاهی اگر پیش‌تر تجربه نشده باشد مقوله‌ای نامریی است و نسبت شهود‌ آن تنها با عقب‌نشینی امر‌خارجی است که تعریف می‌شود و امر‌خارجی تا در "کتم‌عدم" بماند امری خصوصی تلقی می‌شود و نمی‌توان ان را به‌حوزه عمومی درآورد !

اعتبار بالا با اموزه‌های حوزه روانشناسی بیشتر قابل‌درک و‌فهم است و زمانی که پای‌سیاست و قرارداد‌اجتماعی به‌میان می‌اید علاوه بر‌اینکه امکان اعتبار و رخ‌داد این امر‌خصوصی و شیوه ظهور آن در‌مظان تردید قرار می‌گیرد، حساسیت عملی‌شدن آن را هم دو‌چندان می‌کند.

ادامه دارد

Libellés : , ,


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

    ............................................................................................................

La pensée franco-iranienne

نقل مطالب این پایگاه فقط با ذکر نشانی کامل و اطلاع نویسنده مجاز است

 ::  صفحه اصلی   ::        آشنایی و تماس  :: عکس  :: شعر

   


 روزانــه

 
 

 روزنه

 

 نوشته های پیشین

 

  • با یاد آیه‌الله سید‌مرتضی نجومی کرمانشاهی
  • اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری در انتخابات ایران
  • Réformisme et conservatisme en Iran
  • بحران اُبـوّت و اختلاف سرعت
  • تفکیک یا تحبیب قوا !؟
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - دوم
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - یکم
  • پیام میرحسین موسوی
  • ملاحـظاتی در منــاظرات
  • چرا به میرحسین موسوی رای می‌دهیم؟
  •  


     


     کتابخانه  


     

     گوگل خوان  



     پــیوندها

     

     

    حوزه
    ریـرا
    بیـاض
    الوراق
    حلقه کاتبان
    رادیو زمانه
    نهج البلاغه
    باشگاه اندیشه
    میراث مکتوب
     جستجوگر قرآن
    جستجوگر شیعی
     فرهنگستان علوم
    كتابخانه‌ ملي‌ايران
    روزنامه‌های ایرانی
     ویکی پدیای فارسی
     بانک مقالات اسلامی
     دایره‌المعارف اسلامی
     اطلاعات حکمت‌و‌معرفت
     خانه حکمت و فلسفه تهران
     کتابخانه آستان قدس رضوی
     انجمن حکمت و فلسفه ایران
     شورای گسترش زبان فارسی
     کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه
     کتابخانه تخصصی اسـلام و ایــران
    Institut européen en sc.religions
    Société française de philosophie
    Biblio numérique en sc. sociales
    Dictionnaire de philo politique
    Unesco Sc.Social et Humaine
    revues.en sc.hum et sociales
    Islamic Philosophy Online
    Collège int.de philosophie
    Insti.de France Académie
    M-Planck-Gesellschaft
    philosophie en france
    La Revue de Téhéran
    Collège de France
    EuroPhilosophie
    Le Saint Coran
    Culture.france
    Henry Corbin
    Google Book
    Les revues
    Le Monde
    Sorbonne
    Philolist
    Erudit
    persée
    CNRS
     


     آرشــیو 


    octobre 2004

    octobre 2005

    novembre 2005

    décembre 2005

    janvier 2006

    février 2006

    mars 2006

    avril 2006

    mai 2006

    juin 2006

    juillet 2006

    août 2006

    octobre 2006

    novembre 2006

    décembre 2006

    janvier 2007

    février 2007

    mars 2007

    mai 2007

    juin 2007

    juillet 2007

    août 2007

    septembre 2007

    octobre 2007

    novembre 2007

    décembre 2007

    janvier 2008

    mars 2008

    juillet 2008

    septembre 2008

    octobre 2008

    décembre 2008

    janvier 2009

    février 2009

    mars 2009

    avril 2009

    mai 2009

    juin 2009

    juillet 2009

    août 2009

    septembre 2009

    octobre 2009

    novembre 2009


       وبلاگ چرخان

       
       This page is powered by Blogger. Isn't yours?


     

     

     

    All Right Reserved  BEHESHTI MOEZ

    Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com