پیشازاین بهخوانندگان گرامی وعده داده بودم تا درفرصتی مناسب بهمقوله "شفافیت" بپردازم و امروز که امر انتخابات دستکم در ظاهر بهفرجام خود رسیدهاست زمان وفای آنعهد است. بهواقعهای که گذشت یا بهتعبیری رساتر"درگذشت" از مناظر و سطوح مختلف میتوان نگریست، برخی را بررسیدهاند و برخی زوایا همچنان نیازمند بازبینی و تاملدقیق است.
ما چهبخواهیم و چهنخواهیم وارد عصریدیگر شدهایم، انتخابات 22 خرداد تاریخ کشور ما را به دوپاره کرد، اینسوی این تاریخ با انسوی آن در کم وکیف متفاوت است. در اینسوی تاریخ همهچیز ما درمعرض کاوشی دوباره قرار گرفتهاست و بازیگران اینسوی تاریخ تمامی اصول و فروع آنسوی را بهچالش و داوری گرفتهاند. هرچههم ما باتکیه بر پول و زور و رسانه بر طبل خالی قانون بکوبیم چیزیاز اهمیت اینداوری کم نمیکند.
یکی از زمینههای مهم این داوری کنکاش در مقوله "شفافیت" است، مقولهای بحث برانگیز که تمامی احوال و آثار این انتخابات در دوسه ماه گذشته پیرامون مفهوم آن دور زده است و بازیگران انتخابات از دو اردوی موافق ومخالف برسر وجود و عدم آن مناقشه کردهاند. من اما در اینجا فراتر از مباحث روزانه به جلوههای نظری آن خواهم پرداخت و میکوشم تا زاویهای از ان را بازشکافم.
مقوله "شفافیت" را با نقیضمستور آن یعنی "رمز وراز" آغاز میکنیم و این هردو را در پهنه اندیشهسیاسی بهمظان نقد وداوری میبریم. "امرشفافسیاسی" یا "امرمستور" را بهیونانباستان بازمیگردانم و درجای خود بهزندانیان غارافلاطون میرسم که مبنای مناقشهای فلسفی در عرصه سیاست است. مقوله فلسفی-سیاسی "شفافیت" باهدف راززدایی از قدرتسیاسی و بررسی میزان سلامت رهبران در آثار سدههای پسین و پساز رنسانس در دو گرایش اخلاق آنگلوساکسون و حقوق فرانکوفون قابل تمایز و بازشناسی است.
نتیجه هردو گرایشبالا تا پیشاز ظهور عصرجدید که ما دران بسر میبریم و همهچیز در جهانآزادرسانه در خدمت شفافیت بیشتر است، بهرمزهای حقوقی و تدوین "حقوقراز" انجامیده و برای کاهش تناقض پایدار در دوامر "شفاف" و "رازآلود"، به قانونیسازی "امر پنهان" توسط قانونگذاران و رهبرانسیاسی محدود شدهاست، قانونیکه البته ریشه در اجماع و اخلاقمقبولعامه دارد، همچون قانون حفظاسرارمریض توسط طبیب.
باورعمومی و کنشرهبران در انتخابات اخیرما نشانداد کهگویی نظامسیاسی از آشکاری و شفافیت بهگونهای غریب گریزان است و امروز که بهمدد رسانه آزاد دستکم نیمقرن از روندهای شفافساز در عرصهسیاستجهان میگذرد، غافلاز تجربهگذشته، تلاش ناموفقی برای بازگشت بهسدههای هفده و هجده اروپا در کشورما درگرفته است تا هرآنچه میتوان از شفافیت گریخت و بهرازسیاسی رویاورد، راز راهم با ابزاریانحصاری قانونیکرد و بیآنکه برحول آن اجماععام صورت گیرد اندکاندک آن را بهامرمقدسی بدل ساخت، امرمقدسی که دورازدسترس عامهمردم است، از ان بیخبرند و تنها طبقهای خاص و ممتاز میتوانند از جعبه جادوی آن رازگشایی کنند.
بحث امروز ما بحث مشروعیتبخشی به رازقانونی است، رازی که ازقضا درپهنه یک امرسیاسی چون انتخابات رویداده و در یک تعقیب وگریز تاریخی میان ابهام و تناقض سرآن دارد تا جامهمشروع بپوشد و بهعنوان امریمشروع، موجه و قانونی از دوره گذار بحرانی بهسلامت بگذرد.
"شفافیت" نیازی ضروری در تبادل وتعامل اجتماعی است و انتخابات عرصهآشکار یک تبادلعمومی میان دولت و ملت است، آنجاکه تبادل نیست نیازی بهشفافیت نیست و راز آنهم نوعمقدسآن تنها دریک جریان یکسویه است که ازسرلطف شکل میگیرد. در عرصه دادوستداجتماعی و قراردادسیاسی که همهچیز دوسوی معامله باید روشن باشد تا تبادلی هرچه سالمتر صورتگیرد، جای امر رازآلود نیست و انتخابات شفافترین میدانتعامل میان دولت و ملت است.
شفافیت مولودآگاهی است و آگاهی در پهنه کنشهای سیاسی – اجتماعی جوامع آزاد است که مجال توسعه مییابد. با اینتعریف جامعهآزاد، جامعهای آگاه است. ریشه و تبار "راز" را اما در جوامعپیشینی باید جست. جامعهای که میتوان حقیقت را درآن از مردم پوشانید و آگاهیرا ازآن دریغ داشت جامعهای بسته است که تنها با نمایش اسرار و مصالح میتوان آن را اداره کرد. گشایش هرجزیی از این اسرار میتواند بهآگاهی بدلشود و آگاهی که مولود و همزاد شفافیت است، ازادی طلب میکند و آزادی مهرخاتمت بر صندوقچه نهانی سیاست میگذارد.
رازسیاسی اگر هیچ دریچهای بهسوی شفافیت نداشته باشد، یعنی هیچ کنشآزاد وآگاهی را برنتابد استعداد این را دارد تا از مرحله رمزهای قانونی بهمرحله رازهای باطنی نهادینه، عبور کند و موجودیت و مشروعیتخود را در گرایشهای عارفانه و پنهانباطنی بجوید که این در عرصه سیاست سمقاتلی است و میتواند بهگرایشهای رادیکال خردستیز و عامهپرهیز حلقههای باطنی منجر شده و منشا ظهور جنبشهای باطنی در سپهرسیاست گردد. گرایشهای باطنی سپهرسیاست هم اگر بهضرب قدرت و ثروت بیحساب و خارجاز نظارتمردم، سودای خروج از مرزهایملی داشته باشد، آنگاه میتواند تهدیدی جهانی تلقی شود. پس میان رمزقانونی و رازباطنی هنوز فاصله است.
نظامسیاسی مبتنیبرراز بر اصل دوگانهای استوار است، دوگانه "بیرون" و "اندرون". بیرون با ترس و توهم و دشمن آمیخته است و اندرون با رازاهلسر و لطف و شفاعت اندرونیان. هر دوحوزه این دوگانه پایدار، با دومفهوم "درد" و "لذت" گره خورده است. حضور دراندرون یا مجمعاسرار، لذتی از فیضحضور تا هیجاناکستاز را باخود دارد و حوزهبیرونی آمیخته با درد و الم وتشویش است. نظامسیاسی مخالفامرشفاف، درتناسبی آشکار چنان تنظیم میشود که یاباید دردرون بود و یا دربیرون و تقسیم درد و لذت در نسبتنزدیکی بهاین دوحوزه اندرونی و بیرونی تعریف شده است.
اهلاندرون بهکروبیانی میمانند که باتوجه بهنسبت نزدیکی به "منبعسـّـر" در فضای لذات معنوی و سپیدی مواجیدعرفانی و مکاشفات سیر میکنند و بیرونیان چون از منبعفیاض ســّـر و رازاهلباطن محروماند بههماناندازه بهتاریکی و سیاهیخصم نزدیکترند و از شفافیت که در این منطق همان "سیاست راز" است محرومتر.
دومفهوم "بیرون" و "اندرون" را تنها دریک نظامعینیتفلسفی است که میتوان تفسیر کرد. مفهومدرونی قابلمشاهده و اندازهگیری نیست و تنها بایک جراحی میتوان چیزینهان را هویدا کرد و آن را بهمعرض تماشای چشمظاهر گذاشت. امرباطنی عینیتی ندارد و تنها با حضورنفسالامری است که خویشآگاهی را بهمعرض تماشای عموم می گذارد. این خویشآگاهی اگر پیشتر تجربه نشده باشد مقولهای نامریی است و نسبت شهود آن تنها با عقبنشینی امرخارجی است که تعریف میشود و امرخارجی تا در "کتمعدم" بماند امری خصوصی تلقی میشود و نمیتوان ان را بهحوزه عمومی درآورد !
اعتبار بالا با اموزههای حوزه روانشناسی بیشتر قابلدرک وفهم است و زمانی که پایسیاست و قرارداداجتماعی بهمیان میاید علاوه براینکه امکان اعتبار و رخداد این امرخصوصی و شیوه ظهور آن درمظان تردید قرار میگیرد، حساسیت عملیشدن آن را هم دوچندان میکند.
ادامه دارد
Libellés : اندیشه, سیاست, مقالات