2009/05/27

چرا به میرحسین موسوی رای می‌دهیم؟

یادداشت زیر در پی پرسش و دعوت سایت سرو در نیمه ماه اردی‌بهشت نگاشته شده و در رسانه های داخلی هم انتشار یافته است.

***

این پرسش فرع بر پرسش دیگری است که: «چرا باید در انتخابات شرکت کرد؟»
فرض ما بر این است که مردم حساسیت مدنی دارند، وظایف شهروندی خود را به‌کمال انجام می‌دهند، در برابر آینده کشور و فرزندان خود احساس مسئولیت و اعمال قدرت قانونی می‌کنند و به‌پای صندوق‌های رای می‌روند.
ما پذیرفته‌ایم که مردم با سرنوشت خود و کشور بازی خطرناک نمی کنند، آرای خاموش گذشته را فعال می‌کنند و میان سهل‌انگاری و نرفتن پای صندوق‌های رای با رفتار یک شهروند مسئول و آگاه تفاوت خواهند گذاشت و کرسی مدیریت اجرایی کشور را از این پس دو‌دستی تقدیم هر‌کسی نخواهند کرد.
با قبول فرض اول پرسیده‌اید که چرا باید به میر‌حسین موسوی رای داد؟
به میرحسین موسوی رای می‌دهیم چون به اعتبار ما نامزد برتر است، یعنی نسبت به دیگر نامزدهای محترم این انتخابات از مزیت نسبی بیشتری برخوردار است. ما از دوره آرمان‌گرایی آن اندازه آموخته‌ایم که نمی‌توان و نباید «مطلق» را جست و در میان گزینه‌های موجود باید دست به انتخاب زد و یکی را که از دیگران نمره بیشتری می‌گیرد باید برگزید، موسوی در این میانه و با فرض همه حواشی، بهترین است.
با این مقدمه باید پرسید مزیت نسبی موسوی چیست، چرا و به چه اعتبار او در میان دیگر نامزدها نمره بیشتری می‌گیرد. من از دو منظر اخلاق و فرهنگ‌‌ توسعه به مسئله نگاه می‌کنم:


1- اخلاق:
دوره اخیر کشور ما دوره بحران‌های اخلاقی است. به این معنا که با فربه شدن اصالت رفتار ظاهری و ملاکات تشریعی، مبانی ارزش‌های فردی آسیب دیده و با گسترش ان اخلاق خانواده و اجتماع در معرض اسیب‌های جدی است. شاهد مدعا اینکه دروغ سکه رایج بازار است و ریا و تزویر اسباب رزق مردمانی دون‌مایه، و ارتکاب این‌دو هم (که از بخت بد با حجت‌های شرعی و عرفی صورت می‌گیرد) برای فروپاشی اخلاقی یک جامعه کافی است.
گذشته نشان می‌دهد که موسوی دروغ نمی گوید، اهل ریا هم نیست، او برای اثبات این ادعا دو‌دهه از متن رسمی کناره گرفت و از حاشیه مشورت داد و دردمندانه نظاره کرد. اینکه او با همه توانایی در سال‌های گذشته به متن‌های پرهزینه نرفت و چون برخی دین خود را به دنیای دیگران نفروخت ایراد نیست که امتیاز بزرگ اخلاقی اوست.
برخی در این میان با هر نیت پای به‌میدان نهادند و وزن و مهارت خود را به‌میدان اوردند و حجت را بر خویش و خلق تمام کردند ولی موسوی در بازار گرم "احساس تکلیف"، میدان را خالی از کفایت ندید و با این منطق "خود را ندید" و کار به دیگران سپرد تا خود را بیازمایند.
فضیلت دیگر «میرحسین» بندگی خداست، بندگی خدا خاصه در زمانه‌ای که همه برای خود خدایانی از خرد و کلان تراشیده‌اند و برای تامین معاش و وصل فراش سر بر آستان دیگران می‌سایند فضیلت کوچکی نیست. «بندگی خدا» فضیلت فراموش شده عصر ماست.
موسوی در عصر رقیت‌های متشرعانه و مقلدانه، بنده آزاد و خوب خداوند باقی مانده است، با گام‌های اخلاقی حدود و مرزهای عالی و دانی را از هم تفکیک کرده است، بندگان خدا را بجای خدا ننشانده و «اشباه» را با «اولیاء» یکی نگرفته است. «بندگی خدا» فضیلتی پایه است و خاصه در زمانه ما نباید ان را اندک شمرد.
این همه آشفتگی در امور ما امروز از ان روست که بسیاری بجای عبودیت خدا به درگاه بندگان خدا پیشانی می‌سایند، به‌امید و از ترس انان می‌زیند، برای انان فریاد می‌کنند و قبله خود را از جهتی الهی به‌سوی بیوت زمینی آنان چرخانده اند و از همین روی از رحمت حق فرو‌مانده اند. موسوی در این میان بنده ساده خدا باقی مانده است.
پاره ای بر سکوت موسوی در برابر برخی شناعت‌های اخلاقی و قانونی سال‌های گذشته خرده گرفته اند، من داوری نمی‌کنم و تنها می‌گویم که نه سکوت مطلق و نه جسارت مطلق هیچ یک فضیلت ما نیست، باید دید در کجا از که، چگونه و با چه هدف، چه می‌توان گفت و چه می‌توان شنید!
با این مقدمه است که موسوی در میان نامزدهای محترم حاضر از نظر من یک موجودیت برتر اخلاقی است.


2- فرهنگ توسعه:
موسوی هم فرهنگی است و هم اهل توسعه و در میانه میدان انتخابات آشناترین به هر دو مقوله است. باید اعتراف کرد که عمده آفت‌های فرهنگی سه دهه اخیر کشور ناشی از دوعامل «نــگاه محتســـبانه» و «مدیـریت مهــندسانه» است و موسوی بالنسبه و به ویژه در دو دهه اخیر از این هر دو مبراست.
میرحسین مهندس است ولی عمری با اهل فرهنگ در اقلیم هنر بسر اورده است. نگاه لطیف، هنری وعارفانه را با هندسه مدیریت آشتی داده و با طاق‌های مقرنس گره زده است و بوم و کتاب و قلم را به خوبی می‌شناسد. با لطافت نگاه فرهنگی او می‌شود از لهیب خشک محتسبانه گریخت و با نزاهت رفتار و کردار او می‌توان از ولنگاری نورسیدگان پرهیخت.
او در عرصه توسعه با مقوله «کوچک» آشناست، کوچکی که همیشه زیباست، کوچکی که قابل مساحت است، پایه عدالت است و منشاء فضیلت، و فضایل بزرگ و کاردینال هم از آن بر می‌خیزد.
موسوی به خوبی می‌داند که برای پرورش جامعه‌ای با فضیلت باید از کوچک‌ها شروع کرد، شعارهای کلان نداد، تصویرهای آرمانی خلق نکرد، برای دنیا نصیحت‌نامه صادر نکرد و بر منبر وعظ جهان ننشست.
در منطق کوچک‌ها، نگاه عارفانه‌ای هست که همه خلایق از هر رنگ و آیینی در آن دیده می‌شوند، پست و بلند اجتماع در برابر دیده است، مظالم کوچک خطیر و بزرگ است و تکاپوی خرد مردمان ارجمند، والا و ستودنی.
با نگاه به کوچک‌ها می‌توان رنگ خدا را دید، صدای خدا را شنید و بی‌آنکه بدام پوپولیسم افتاد درد و داغ مردم کوچه و بازار را فهمید.
مصلحت اندیشی‌های مدام محصول کلان نگری‌های ظالمانه است و در این نگاه مصلحت کلان است که صدای مظلومین شنیده نمی شود و غارت اموال کلان انان نیز دیده نمی شود. امروز توسعه سیاسی و اقتصادی کشور با دیدن کوچکترین حقوق انسانی مردم ما میسر خواهد شد. موسوی بخوبی می‌داند که دیگر نمی توان به بهانه حق‌الله، حق‌الناس را پایمال کرد، باید فریاد آحاد را شنید.
موسوی امروز آن اندازه با گوشه‌های گلوبالیسم و موج توفنده اقتصاد امروز جهان آشناست که نسخه‌های اقتصادی دهه شصت را بکار نگیرد. او در میانه پرورش فضیلت‌های کوچک و مدیریت کلان و روزآمد توسعه ایستاده است، او باید امروز بتواند از تارهای خرد انسانی رشته های ستبر مدیریت کشور را ببافد.
موسوی محصول جلوه‌های کوچک انبوه است، شاید از همین رو در دو دهه گذشته از کلیشه‌های کلان رسمی گریخته و همچون کوچک‌ترین آحاد این اجتماع و در میانه کمترین این مردم زیسته است!
من با امید به‌یافتن راهی نو مبتنی بر اخلاق، کرامت انسانی و قانون‌مداری به مهندس میرحسین موسوی رای می‌دهم و براین باورم که پیروزی او و یا نامزد دیگر اصلاح طلبان می‌تواند دوره ای نو در تاریخ کشورمان رقم زند، دوره ای که تنها با پای‌مردی و آگاهی مردم دوام خواهد داشت !

Libellés :


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

 

2009/05/04

روایت "‌براگ" از تاثیر نوافلاطونیان

ویژه نامه "افلاطون" نشریه لوپوئن فرانسه گفت وگویی با "رمی براگ" استاد فلسفه قرون میانه در دانشگاه پاریس یک (سوربن) و دانشگاه مونیخ در‌باره تاثیر مکتب نوافلاطونی بر ادیان سه‌گانه از جمله بر اسلام انجام داده است که بخش‌هایی از ان را (هر‌چند حرف تازه‌ای نباشد) برای شما در‌اینجا می‌اورم.
براگ با اشاره به این‌مطلب که اغلب از افلاطون به‌عنوان پدر دوگانگی "جان – جسم" یاد می‌کنند و این دوگانگی از ویژگی‌های مهم ادیان ابراهیمی است به چندوچون این تاثیر اشاره می کند.
وی الهام پذیری آبای کلیسا از رسایل افلاطونی در تدوین آموزه های مسیحی خیروشر و خلقت را نشان داده و در مورد اسلام می گوید:
در زمان ظهور اسلام، جریان نوافلاطونی به اوج خود رسیده بود و دنیای‌عرب از مدار جریان‌های فرهنگی بزرگ جهان آن‌روز خارج بود.
با این‌همه، دانستن این نکته جالب است که چگونه خدای اسلام می‌تواند به ترکیبی دینی از دو اصل اساسی جریان نوافلاطونی یعنی "واحد مطلق ناشناخته" و نیز "عقل کلی که دانای کل وخالق خلاق مطلق" است، شباهت داشته باشد.
آیه مشهور قران در سوره 112 که اخلاص را تعریف می کند و بر احدیت و بی‌همتایی خدا دلالت دارد - او نه کسی را زاده و نه از کسی زاده شده است – برهمان شیوه و سیاقی است که پیش از آن در آثار نوافلاطونیانی چون "ماکروبیوس" و "ماریوس ویکتورینوس" دیده شده است.
بنابراین، مبانی پایه‌ای یک مکتب رقیق شده نوافلاطونی را در برخی نحله‌های عرفانی مسلمانان و حتی تشیع زمانی که می خواهد تصویری از جهان ارایه دهد، می‌توان دید.
براگ به تغافل حاکم بر قرون میانه از اثار و دیالوگ‌های افلاطونی اشاره می‌کند، تغافلی که گاه به‌غلبه آثار ارسطو از جمله نزد اندیشمندان آندلس همچون ابن‌میمون انجامیده است، ابن‌میمون اصولا با وجود آثار ارسطو مراجعه به آثار افلاطون را بی‌فایده می‌داند.
با این‌همه آثار افلاطون در آرای ابن‌رشد زمانی که "جمهوری" را شرح می‌کند و آرای فارابی در "آرای اهل مدینه فاضله" و بازسازی فیلسوف-شاه افلاطونی و نزد بوعلی سینای شیخ‌الرییس زمانی که اصناف سه‌گانه جمهوری افلاطون را بکار می گیرد، بازتاب یافته است.


***

پ.ن: اندیشه نوافلاطونی از سال 232 در رم و اسکندریه با آثار و ارای "آمونیوس ساکاس" و سپس "فلوطین" آغاز و در دوره های بعد به شرق اسلامی رسید و در آرای فیلسوفان مسلمان درخشش گرفت. اساس این جریان را ترکیب آرای افلاطون و ارسطو و معنویت گرایی عقلانی در برابر الهیات رسمی تشکیل می‌دهد. "نوافلاطونی" ابتکار "توماس تایلور" (1758-1835) محقق و مترجم انگلیسی آثار افلاطون و فلوطین و "هاینریش فون اشتاین" اندیشمند آلمانی در 1864 است.

Libellés :


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

    ............................................................................................................

La pensée franco-iranienne

نقل مطالب این پایگاه فقط با ذکر نشانی کامل و اطلاع نویسنده مجاز است

 ::  صفحه اصلی   ::        آشنایی و تماس  :: عکس  :: شعر

   


 روزانــه

 
 

 روزنه

 

 نوشته های پیشین

 

  • با یاد آیه‌الله سید‌مرتضی نجومی کرمانشاهی
  • اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری در انتخابات ایران
  • Réformisme et conservatisme en Iran
  • بحران اُبـوّت و اختلاف سرعت
  • تفکیک یا تحبیب قوا !؟
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - دوم
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - یکم
  • پیام میرحسین موسوی
  • ملاحـظاتی در منــاظرات
  • چرا به میرحسین موسوی رای می‌دهیم؟
  •  


     


     کتابخانه  


     

     گوگل خوان  



     پــیوندها

     

     

    حوزه
    ریـرا
    بیـاض
    الوراق
    حلقه کاتبان
    رادیو زمانه
    نهج البلاغه
    باشگاه اندیشه
    میراث مکتوب
     جستجوگر قرآن
    جستجوگر شیعی
     فرهنگستان علوم
    كتابخانه‌ ملي‌ايران
    روزنامه‌های ایرانی
     ویکی پدیای فارسی
     بانک مقالات اسلامی
     دایره‌المعارف اسلامی
     اطلاعات حکمت‌و‌معرفت
     خانه حکمت و فلسفه تهران
     کتابخانه آستان قدس رضوی
     انجمن حکمت و فلسفه ایران
     شورای گسترش زبان فارسی
     کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه
     کتابخانه تخصصی اسـلام و ایــران
    Institut européen en sc.religions
    Société française de philosophie
    Biblio numérique en sc. sociales
    Dictionnaire de philo politique
    Unesco Sc.Social et Humaine
    revues.en sc.hum et sociales
    Islamic Philosophy Online
    Collège int.de philosophie
    Insti.de France Académie
    M-Planck-Gesellschaft
    philosophie en france
    La Revue de Téhéran
    Collège de France
    EuroPhilosophie
    Le Saint Coran
    Culture.france
    Henry Corbin
    Google Book
    Les revues
    Le Monde
    Sorbonne
    Philolist
    Erudit
    persée
    CNRS
     


     آرشــیو 


    octobre 2004

    octobre 2005

    novembre 2005

    décembre 2005

    janvier 2006

    février 2006

    mars 2006

    avril 2006

    mai 2006

    juin 2006

    juillet 2006

    août 2006

    octobre 2006

    novembre 2006

    décembre 2006

    janvier 2007

    février 2007

    mars 2007

    mai 2007

    juin 2007

    juillet 2007

    août 2007

    septembre 2007

    octobre 2007

    novembre 2007

    décembre 2007

    janvier 2008

    mars 2008

    juillet 2008

    septembre 2008

    octobre 2008

    décembre 2008

    janvier 2009

    février 2009

    mars 2009

    avril 2009

    mai 2009

    juin 2009

    juillet 2009

    août 2009

    septembre 2009

    octobre 2009

    novembre 2009


       وبلاگ چرخان

       
       This page is powered by Blogger. Isn't yours?


     

     

     

    All Right Reserved  BEHESHTI MOEZ

    Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com