◙- صحنه انتخابات از هماینک بسیار پیچیده است و تحلیل دقیق آن امکانپذیر نیست. وارسی جنبههای مختلف تنها با مظنههایی صورت میپذیرد که گاه هریک تا واقعیت راه درازی دارد. هنوز امکان ائتلاف و اختلاف بسیار بالاست، احتمالات فراوان در کشور ممکنات پیشروی ماست و کرشمههای پنهان نهادهای ناظر و قاهر و نامزدهای این بازی بزرگ هنوز درآستین است.
◙- ترکیب نامزدهای اصلی تاکنون نشان از دو حقیقت دارد: یکم انکه میدان انتخابات امروز از تعریف سیساله آن فراختر نیست و دوم آنکه سیر تحول فرهنگ مشارکت مردم با سیسال برگزاری انتخابات هنوز چندان روشن و قابل اندازهگیری نیست، به عبارت دیگر ما پیش نرفتهایم و همچنان شهروندانی ناگزیریم، این را از آمارهای پیشین مشارکت کمی و کیفی مردم هم میتوان دریافت.
هنوز "آیین مقدس" انتخابات از چنبر تکلیفشرعی به حوزه رفتاریمدنی پای نگذاشته است. هیچ محصولطبقاتی هم (بنا بهقاعده عرضه و تقاضا) مصرفعمومی ندارد و فراوردههای شرعی سوگمندانه هنوز در کشور ما یک تولید طبقاتی است، هرچند از پیامی جهانی و عام سرچشمه گرفته باشد.
◙- پدیدههای شگفت این رویداد از هماینک و از فاصله سهماهگی هویداست. اینکه در یک انتخابات مهم ملی، دبیرکل یک حزب بیاید رییس ستاد انتخابات نامزد دیگر شود از آن غرایب رفتار ایرانی است که در کمتر جایی از جهان دیده میشود.
رسم (دستکم در دمکراسیهای نامدار جهان) بر این است که هر حزب نامزدی برای حضور در انتخابات معرفی میکند و احزاب کوچکتر در صورت نداشتن نامزد و نبودن همسویی سیاسی باهم ائتلاف میکنند ولی دیده نمیشود که دو حزب مهم از احزاب اول کشور با هم چنین معاملهای بکنند.
◙- شفافیت چه در صفبندیهای سیاسی و چه در برنامههای انتخاباتی نامزدها با شرایط کنونی از کمترین میزان برخوردار است. نامزدها و ستادهای انان نه میخواهند و نه میتوانند (اگر بخواهند) از شفافیت مطلوب و موردنیاز یک انتخابات ملی مهم بهرهمند باشند. وقتی کشور با فقر فرهنگ حزبی روبرو باشد بهتر از این نمیشود.
◙- تجربه انتخابات گذشته نشان داد که مردم ایران حتی اگر نخواهند باید در انتخابات شرکت کنند، ناز و قهر که در اشکال مدرن آن به "مبارزه منفی" تعبیر شده در نظام سیاسی ما نه تنها درمان نیست که گاه صفرافزون هم هست، پس باید شرکت کرد، انبوه هم شرکت کرد و برای تعیین معادلهای نو به گزینه برتر رای داد. مردم ما تنها از راه "اراده" و "حضور" می توانند چیزی را تغییر دهند. کسانی که مردم را به عدم شرکت در انتخابات تشویق می کنند بهتر است مردم را بهپیگیری برنامهها و وعدههای نامزد پیروز در فردای انتخابات تشویق کنند.
◙- ازنظر تاریخی ما ملتی همیشه در زایمان هستیم، اصولا فرصت بزرگکردن بچه نداریم چون همیشه انبوهی از کارهای واجب و انجامنشده پیش رویمان است، با این حساب در مقاطع مختلف تاریخی موالید مشابهی داریم در مایههای سلطان حسین، میرزاآقاخان، وثوق الدوله و شیخفضلالله.
از این میان کمتر فرصت خلق خواجه نظامالملک، عباس میرزا، قائممقام، میرزاتقیخان و نائینی داریم، اگر هم شد امانش نمی دهیم چون "مصلحت"، همان امور واجب فوری است که خواب شب را بر ملت حرام کرده است، ما ملت اهل کارهای پایدار نیستیم، هرچیزی زود و زیادش خوب است!
طرفه آنکه سهم ما همیشه از تیغ دودم مصلحت، اکتفا به مسایل مستحدث زمانه است و نه برنامهریزیهای راهبردی کلان و بلندمدت که صبر و گذشت و مدارا میطلبد و باید پای بر پارهای مصلحتهای فوری گذاشت !
با این روایت نمیتوان در این انتخابات از مردم انتظار داشت بچه بزرگ کنند، باید یاری کرد تا فقط زایمانی درست صورت گیرد، اگر خدا مدد کرد و مردم همت کردند، دست بدست هم میدهیم تا او را بزرگ کنیم، والافــلا
◙- نامزدی ریاست جمهوری بصیرت و برنامه میخواهد و امروز با بحران کنونی جهان، برنامههای اقتصادی در راس امور دولتهاست. با اینهمه هیچ یک از نامزدهای انتخابات ما نخواهند توانست برنامه اقتصادی کارایی بدهند چون یک برنامه اقتصادی کارا از دل یک اصلاح سیاسی کارا در خواهد آمد.
در کشورما مهندسیسیاسی بر اصلاحاقتصادی و توسعهصنعتی مقدم است. برآمدن سیسالگی انقلاب، بشارت خروج از ترمیدور و موجب یک وزنکشی سیاسی در نهادهایقانونی است تا با خانهتکانی نهادهای قانونی و درنتیجه توزیع بابصیرت قدرت و بازتعیین جایگاه قانونی و شایسته نهادها و افراد، راه را برای اصلاحات پسین باز کرد.
بازتوزیع و اصلاح قدرتسیاسی نخبگان جز از راه اصلاحفرهنگی و تربیتاخلاقیعامه میسر نیست، این کار هم بدلایلی روشن شدنی نیست ... بنابراین برنامهها از مدار مصلحتهای روزمره و یا دورهای چهارساله خارج نخواهد شد و بالمآل برنامههای اقتصادی پیشنهادی، جامع و پایدار نخواهد بود !
◙- هم کشور و هم جهان وارد فاز تازهای شده است، ایران امروز خواه ناخواه در ردیف قدرتهای مهم منطقهای در جهان است و فناوری اتمی و پرتاب ماهواره (صرفنظر ازهمه حاشیههای آن) جایگاه ایران را در ادبیات سیاست بین المللی ارتقا داده است. با این مقدمه ایران نیاز به رییس جمهوری دارد که ادبیات لازم این قدرت نوین را بداند و با دیپلماسی مناسب آن با جهان حرف بزند، کلامالامیر امیرالکلام
صریح و صمیمی بگویم که حرفزدن دولتمردان ما با این "تمکن نو" نمیتواند شبیه آدمهای نوکیسه باشد، آدمی که تازه بهقدرت رسیده و مدام اشتلم میکند، او باید جغرافیای کلام را بشناسد و در حوزه رفتاریجدید، آداب و اطوار مربوطه را بداند، خاصه اگر بهقول برخی قرار باشد در برابر قدرتهای کهنهکار ژست "ابرقدرت صالح" را هم بگیرد. صالحبودن با پرخاش و تلخگویی نمی خواند، "مردمداری" که مذهب مختار و رمز بقای علماست اینجا بکار می آید !
بزرگمنشی، فروتنی، مدارا و دادودهش (در داخل و خارج) در این بخش از تاریخ ایران حیاتی است و بکارگیری هرگونه ادبیات و رفتار رادیکال خارج از قاعده و عرفمقبولجهان برای سیاست ما سم قاتلی است که هزینههای کلان بر مردم ما و دنیایامروز تحمیل خواهد کرد.
◙- برخی تجربههای اخیر، مناصب کشوری را از جایگاه بایسته و درجهاول خود به درجات نازل دستچندم فروکاسته است. نامزدی که یککرور آدم کارآزموده نشناسد و در آستین نداشته باشد و کار را بدست نوآموزان و میانمایگان بدهد جز اتلافمال و حیفومیل کار نتیجهای نخواهد داشت و مردم ما را با وعدههای "آبنباتی" و نتایج ضعیف و ویترینی سرگرم خواهد کرد.
از اینرو به توصیه امامعلیعلیهالسلام مردم باید به پیرامونیان نامزدها نگاه کنند، از نظر اجرایی هرآنکس که مردمیدان و کارآزموده فراوانتر دارد برای اداره امور مناسبتر است که "یک مردجنگی به از صدهزار". از نظر اخلاقی هم سلامتپیشینه آدمها ضامنی برای عملبهینه آنهاست و در این زمانه دونپرور شاید فضیلتی بالاتر از حریت و آزادگی نیست !
◙- اخلاق پیشههای کشور ما(از عامه یا رجال) تاکنون فهمیدهاند که رقیبسیاسی به هیچ اصلی پایبند نیست و همهچیز قابل توجیه با بهترین پوششهاست، ابزار قدرتعریان هم راه را برای پذیرش هرتوجیهی خواهد گشود. بنابراین درک ایننکته مهم است که مسئله انتخاب میان بد و خوب مطلق نیست و تصوراتآرمانی یا حرفهای بزرگ بیپایه جزآنکه مردم را از حق اداره کشور محروم کند نتیجهای نخواهد داشت.
و اتممناها بعشر ...