2009/11/03

اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری در انتخابات ایران

Print
ترجمه متن فرانسه گفت‌وگو در باره انتخابات پیشین ریاست‌جمهوری در ایران:

مقدمه سایت ارومغرب: رضا بهشتی‌معز اندیشمند و مشاور سابق وزارت فرهنگ ایران در 1991-1992، در پاسخ به پرسش‌های "رزو"، تحلیلی دست‌اول از تحولات پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ماه ژوئن 2009 ارایه می‌دهد.

1- ورای رقابت ناشی از تقلب احتمالی پیش‌امده در انتخابات ریاست‌جمهوری، تفاوت‌های معنی‌دار ایدئولوژیک که میان احمدی‌نژاد و مخالفین اصلاح‌طلب او چون موسوی می‌توان یافت، کدام است ؟
ریشه این رقابت به سال‌های اولیه انقلاب باز می‌گردد. موسوی و احمدی‌نژاد در واقع نمایندگان این مناقشه تاریخی‌اند. مهم‌ترین تفاوت ایدئولوژیک میان این‌دو جریان، مسئله "مشروعیت" است که بطور طبیعی به‌مسئله مشارکت شهروندان در زندگی سیاسی باز می‌گردد.
در جمهوری‌اسلامی دو اردوی متفاوت را می‌توان شناسایی کرد که مشروعیت قدرت سیاسی را میان دو منبع عرفی (قراردادی) و الهی تقسیم می‌کنند. هر دو اردوگاه برداشتی قرانی از گرایشات خود دارند و بنابرهمین تفسیر قرانی دونوع اسلام دمکراتیک و اقتدارگرا را تبیین می‌کنند.
گرایش دمکراتیک (دینی یا غیر‌دینی) یا عرفی و سکولار، مشروعیت جمهوری را بر پایه آرای شهروندان و رضایت سیاسی آنها در چارچوب یک جامعه‌مدنی مبتنی می‌سازد. اردوی مخالف اما، براین باور است که یک نظام دینی از منبعی الهی سیراب می‌شود و نیازی به مشروعیت سیاسی فراهم‌آمده از ملت ندارد.

2- این گرایش دمکراتیک در نهایت تهدیدی برای بقای خود جمهوری‌اسلامی بشمار نمی‌آید ؟ و آیا در متن خود عرفی‌کردن این نظام را به‌همراه ندارد ؟ (چیزی که موجب واکنش خشن محافظه‌کاران شده است)
نه، مبنای نظری جمهوری‌اسلامی مورد مناقشه است و بنابراین به روی هرنوع تغییر احتمالی هم گشوده است. ابتکار سیاسی و چندسویه ایه‌الله خمینی به هردو قرائت دمکراتیک و اقتدارگرا امکان حضور در چارچوب همین نظام - با وجود تناقض پایداری که بر این ابتکار سایه انداخته است - را می‌دهد
اما بطور‌معمول قرائت دمکراتیک از دولتی مدرن نمی‌تواند با سنت روحانیتی که در کلیت خود طی قرون متمادی، تاریخی اقتدارگرا دارد هم‌خوانی داشته باشد، سنتی که متاسفانه امروز به عنوان مانعی در برابر این جنبش مردمی و دمکراتیک معرفی شده است.
فقه اسلامی که امروزه به‌مدد روحانیت جایگاهی فراتر از معمول یافته است، ملکه‌علوم در ایران است. به نظر‌من، این دانش انسانی که امروز بر همه دانش‌های دیگر سروری می‌کند، ماهیت سکولارمغفول و مهمی دارد چرا که دخالت هر روزه فقه در زندگی شهروندان این حوزه را به دردست‌رس‌ترین و عرفی‌ترین دانش از میان معارف دیگر اسلامی بدل کرده است.
بنابراین، نوسازی این نظام سیاسی در عمل اقتضای یک کارکرد دوگانه (دیالکتیک) دارد:

یکم: قرائتی دمکراتیک از قدرت‌سیاسی که ریشه در اسلام داشته باشد و دوم:
برآمدن یک طبقه جدید روحانی که شناختی مناسب زمان و مکان برای عمل به قرائت بالا را داشته باشد.

هریک از این‌دوعامل اساسی، ریشه‌های تاریخی خود را دارند، برای اینکه قرائت دمکراتیک از قدرت‌سیاسی بدست آید باید به عقل تجدید حیات داد، عقلی که در سنت معتزلی (رک. تاریخ اندیشه اسلامی) پایه دارد و برای تحصیل دومین هنوز باید صبر داشت، برای اینکه استقلال نوپای اقتصادی این طبقه، میوه دمکراتیک خود را ثمر دهد، و تا رسیدن به این ثمره هنوز فاصله بسیار است.
خشونت کنونی قرائت حاکم، جنبش دمکراتیک را هدف گرفته و تلاش دارد آن را مهار نماید و همین می‌تواند تهدیدی بالقوه را در دل این جنبش تولید کند. اما روحانیت جدید - که بی‌انکه بداند- به‌سبب دست‌یابی به ثبات‌سیاسی و استقلال‌اقتصادی در مسیر یک سکولاریزاسیون تاریخی است مایل به جلوگیری از بروز این تهدید است.
قدرت سیاسی ج.ا.ا در واقع در ذات خود یک قدرت سکولار است، چرا که اصل اجتهاد باز به رهبران دینی این نظام اجازه می‌دهد تا از هر راه ممکن به اهداف خود برسند.
من براین گمانم که جنبش سبز امروز با شفافیتی که بوجود اورد به‌ما نشان داد که میان سکولاریزاسیون قدرت‌سیاسی محصور در سلسله مراتبی روحانی با سکولاریزاسیون فضای‌عمومی تفاوت بسیار است.

3- چگونه می‌توان واکنش خشونت‌بار رهبران ایران را در برابر تظاهر کنندگانی که در پی نتیجه انتخابات بودند، توجیه کرد ؟
در قرائت اقتداری اسلام‌سیاسی، "قدرت" محور انتولوژیک یک نظام است. در این حالت ارتکاب هرچیزی موجه است مشروط به‌آنکه توسط طبقه دینی ممتازی تفسیر شده باشد. وقتی کسب قدرتی الهی- سیاسی فراتر از همه شرایط مدنی و عرفی جامعه باشد، هر وسیله‌ای برای رسیدن به این هدف توجیه می‌شود.
ازسوی دیگر من فکر می‌کنم که رویداد‌های پس‌از انتخابات نتیجه برامدن بی‌سابقه یک طبقه روحانی جدید است. این طبقه جدید نشانه‌ای دوگانه دارد:
* فاصله گرفتن تدریجی از حمایت‌های مالی و سنتی مومنان و مقـلدان پس از اینکه منابع کافی مالی دولتی به‌کفایت بدست امد.
* ثبات شکننده در چارچوب یک قدرت‌سیاسی اقتدارگرا
از همین‌روست که واکنش خشونت‌بار مورداشاره در پرسش شما به‌خوبی از سکوت این طبقه- بجز چند استثنا – استفاده کرده است.

4- آیا رفتار خشونت‌بار این بخش جدید روحانی خطر شکاف بیشتر میان مردم و روحانیت را تشدید نمی‌کند ؟
دقیقا، بازنده بزرگ این وضعیت روحانیت به‌معنای‌عام و روحانیت سیاسی به‌مفهوم خاص آن است. ارتباط تاریخی میان روحانیت و جامعه‌ایرانی چنان‌که خود روحانیت هم مدعی است، همیشه یک رابطه پدرانه بوده است و بنابراین اقتضای چهره‌ای امنیتی برپایه زورعریان را که امروز می‌بینیم ندارد.
برای جستجوی این شکاف باید به‌گذشته بازگشت. درواقع آغاز این شکاف را باید زمانی دانست که روحانیت قدرت سیاسی را بدست گرفت و با این حرکت شکاف تدریجی روبه پیشرفت نهاد. به‌عبارت دیگر، از این زمان به‌بعد، اقتدار سنتی روحانیت به‌ورطه‌ای می‌افتد که ریکور آن را "پارادکس‌های اقتدار" می‌نامد.
با این‌وجود، باید خاطرنشان ساخت که یک بخش بزرگ غیرسیاسی و ناراضی جامعه روحانیت همیشه کناره گرفته و تلاش کرده تا از راه نقد‌قدرت یا نارضایتی خاموش خود آن رابطه پدرانه تاریخی با مردم را بازسازی کرده وعلیه همه تهدیدهای بالقوه مهاجم به اقتدارسنتی روحانیت، بایستد.

5- اصلاح‌طلبان در برابر این وضعیت چه می‌توانند بکنند ؟
این پرسش دشواری است، اصلاح‌طلبان ایرانی در وضعیت تاریخی بسیار حساسی بسر می‌برند: از سویی اصلاحات سیاسی در ایران که از آبشخور اصلاح‌دینی سیراب می‌شود از حمایت اکثریت قابل‌توجه مردمی بافرهنگ و برخاسته از طبقه متوسط برآمده در سال‌های اخیر که گرایشی به جامعه مدنی غیرمتمرکز دارند، برخوردار است و از سوی دیگر کارشکنی‌های به‌عمل آمده توسط اقتدارگرایان بیش‌از هر زمان دیگر پرهزینه و دشوار است.
به نظرمن، اصلاح‌طلبان باید پیش‌از هرچیز مبانی نظری خود را تعمیق کنند تا به‌تصویری روشن از این چشم‌انداز بلند پیش‌رو برسند. دیگر انکه آنها باید با بخش نواندیش و اصلاح‌طلب روحانیت که همواره نقشی غیرقابل انکار دارد به توافق و تعامل برسند.
ازاین گذشته، داشتن یک بنیان اقتصادی استوار برای تشکیل یک طبقه‌متوسط‌مقاوم در دراز‌مدت امری اساسی است.

6- به‌نظر شما، ایا نشانه‌های یک بحران ساختاری در نظام تئـوکراتیک ایران ظاهر شده است ؟
بی‌تردید این انتخابات یکی از مهم‌ترین بخش‌های تاریخ معاصرایران است. مناقشه امروز می‌تواند ساختار جمهوری‌اسلامی را در شکل و محتوا هدف بگیرد و تا زمانی که رای‌دهندگان ناراضی بتوانند از وسایل مناسبی برای رسیدن به اهداف صلح امیز خود استفاده کنند، در این مرحله متوقف نخواهد شد.
رهبران ج.ا.ا در یک دوراهی تاریخی – نظری ایستاده‌اند، انها باید میان دوچیز دست به‌انتخاب بزنند: استراتژیی برگزینند که بقای این نظام‌اسلامی را از راه قدرت انتخاب شهروندان تضمین می‌کند، یا اینکه به‌سوی تشکیل یک نظام تئوکراتیک و اقتدارگرای مطلقه پیش روند که تنها از تفسیری سیاسی – الهی سیراب می‌شود.
این نظام اقتدارگرای مورد اشاره البته نه به قرارداد اجتماعی میان قدرت‌سیاسی و جامعه اعتقاد دارد و نه به تامین مشروعیت مدرن این قدرت‌سیاسی.

7- این نظام از چه منظری می‌تواند دست به اصلاح خود زند تا به انتظارات معترضان پاسخ داده باشد ؟
روحانیت شیعه بطورعام و بخش سیاسی آن بطور خاص، حاکم بلامنازع این انقلاب است و تاریخ این طبقه مسلط به‌ما نشان می‌دهد که قدرت انعطاف روحانیون در بحران‌های اجتماعی بسیار بیشتر از تصور ماست.
در برهه‌های دشوار تاریخی، روحانیت با قدرت تاویل و برداشت انحصاری خود از قرآن و فهم متون مقدس زیر عنوان "اجتهاد باز" و به‌پشتوانه حمایت تضمینی مقلدان و مردمان معتقد، کارهایی غیر‌قابل تصور کرده است.
نوسازی تفسیرکلاسیک همیشه میسر است، چرا که روحانیت شیعه مدعی است: "درهای اجتهاد همیشه باز است".
نباید فراموش کرد که روحانیت شیعه همیشه از مشروعیت‌مردمی در تاریخ بهره برده است (برخلاف روحانیت اهل‌سنت که بطور معمول به پادشاهان تمایل دارد)، و این مشروعیت مردمی که امروز در مظان بحران است به روحانیت اجازه نمی‌دهد که همان قدرتی را داشته باشد که بزرگان و اسلاف او داشته اند.

8- برای ادامه مسیر با همین اجتهاد‌باز، امروزه چه تفاسیر مفیدی برای نوسازی اسلام و انطباق آن با روند مردم‌سالارانه جامعه ایرانی می‌توان یافت ؟
فرض کنیم که قدرت‌سیاسی و مشروعیت آن در ایران همیشه به‌وجود طبقه‌ای بنام روحانیت نیازمند است، با این فرض، برای داشتن برداشتی مردمی‌تر از اسلام مدرن، می‌توان به دو سنت قدیمی و جدید بازگشت: اولین ان بیشتر وجهه‌ای کلامی دارد و دومین بیشتر رویکردی سیاسی – تاریخی.
در سنت اولین و قدیمی‌تر، این دخالت عقل است که نقشی به‌مراتب اساسی‌تر از متن (قران و حدیث) در سنت معتزلی بازی می‌کند و در سنت اخیر، می‌توان به عهد انقلاب‌مشروطه در تاریخ ایران (1906) بازگشت تا برداشتی زمان‌مند از دین و مرتبط با نیازهای انقلاب بدست داد.
در میان رهبران فکری این تجربه سیاسی مهم، ما روحانیان بزرگی چون آخوند‌خراسانی و میرزای‌نایینی در راس این انقلاب داشته‌ایم که به‌اعتقاد انها سلطه‌سیاسی روحانیت (ولی‌فقیه) بسیار محدودتر از این و معلق به قرارداداجتماعی، رضایت شهروندان و اشکال مختلف یک نظام شورایی است تا از خطر استبداد پیش‌گیری شود. 1

9- چنان‌که در جریان اعتراض‌ها پیداست، معترضان به شیوه‌ای روزافزون با رهبری مخالفت می‌کنند. آثار این بی‌اعتمادی اجتماعی نسبت‌به روحانیت شیعه چیست ؟
معترضان به‌نتایج انتخابات، خواستار اجرای عدالت هستند و "عدالت" نشانه اصلی در صفات لازم یک امام در فقه‌اسلامی است. از نقطه نظر دینی، خواست رای دهندگان ایرانی را می‌توان به‌نوعی اجرای قوانین اسلامی در مورد بالاترین شخصیت جامعه اسلامی (ولی‌فقیه) تعبیر کرد که عالی‌ترین نماد ارزش‌های اسلامی در جامعه‌ای مسلمان است و رهبری سرنوشت آن را دردست دارد.
این خواست حقی است که متون شریعت و حتی قانون‌اساسی جمهوری‌اسلامی آن را برای شهروندان به‌رسمیت شناخته است، بی‌انکه ما به‌گفته آیه‌الله خمینی بنیان‌گذار این جمهوری در اولین نطق تاریخی‌اش پس از انقلاب بازگردیم که آشکارا حق هر نسلی را برای تعیین حاکمان زمانه خود، به‌رسمیت شناخته است. 2

10- ولایت فقیهی که پایه این نظام‌سیاسی است، یک مفهوم کم طرفدار در اندیشه‌سیاسی شیعه است. اگر مسئله اکثریت مردم جایی در کارکرد رهبری نداشته باشد، در ان صورت می‌توان آیا یک جمهوری‌اسلامی بدون رهبری را تصور کرد ؟
مسلم است که نظام سیاسی مبتنی بر ولایت‌فقیه یک نظریه اقلیتی در دکترین‌های معاصر اسلام‌سیاسی است اما از سویی همین نظام سیاسی اکنون استقرار عملی دارد و از سوی دیگر بدون نظریه رقیب قدرت‌مند دیگری است.
اما همین نظام‌سیاسی می‌تواند کارآتر و موثرتر ازاین عمل کند اگر برابر قانون‌اساسی مسئله نظارت برقدرت بتواند در آن پیاده شود، و این همان چیزی است که امروز رهبران جنبش‌سبز با استناد به‌شریعت و موازین دینی درپی تحقق ان هستند، موازین دینی قدرت شخصی را در متن یک جامعه اسلامی بی‌حدوحصر نمی‌داند.
در حقیقت مناقشه مفهومی امروز پیرامون مفهوم چندبعدی "ولی" و "ولایه" (پایه نظری ولایت‌فقیه) از تنگ‌ترین تا وسیع‌ترین معنای آن دور می‌زند. اگر همین نظام‌سیاسی روی مفهوم حداکثری ولی (ولی‌فقیه) اصرار کند، رهبری آن به‌صورت طبیعی و در دراز‌مدت تضعیف خواهد شد.
مقاومت غیرموجه نظام در برابر خواست رای‌دهندگان مسالمت‌جو، در عمل دامنه انتقادات را از انتظارات اولیه آنان فراتر برده و امروز به مسایلی عمیق‌تر کشانیده است، مسایلی که تنها می‌تواند ثبات قدرت‌سیاسی را به‌خطر اندازد.
مسئله کنونی این نظام که توسط مردم دنبال می‌شود، مسئله غیبت "نظارت بر قدرت" است، این غیبت در نتیجه همان مشکلات سیاسی را در جمهوری‌اسلامی پدید می‌اورد که در هر نظام‌‌سیاسی اقتدارگرای دیگری می‌تواند ایجاد کند.
ابتکار سیاسی ایه‌الله خمینی راه خروج از بحران‌سیاسی پیش‌امده پیرامون رهبری را یا بدقت پیش‌بینی نکرده یا به عبارت دیگر راه حل‌هایی کم‌تاثیر یا خارج از دسترس و اختیار شهروندان پیش‌بینی کرده است، شهروندانی که از نظر بنیان‌گذار همین جمهوری، صاحبان انقلاب توصیف شده‌اند.
یکی از بزرگترین دستاوردهای این جنبش این است که مشارکت شهروندان در حیات‌سیاسی خود، امروزه نشان داده که جوهر قدرت در همه نظام‌های سیاسی مشابه است و حاکمیت بی نظارت مردمی می‌تواند همان مشکلاتی را بیافریند که در هر نظام سیاسی دیگر، چه لاییک و چه روحانی، بروز می‌کند.
مسئله امروز یافتن راه‌حل برای خروج از دور بسته‌ای است که حاکمیت‌دینی در ان "قدرت" و "نظارت" را هم‌زمان در دست دارد و هراصلاحی در نهایت باید از مجرای مصلحتی عبور کند که آن مصلحت در دستان حاکمی است که یا بر افعال او نظارت نمی‌شود و یا با شرایط مشورتی فاصله دارد (مصلحت مفهومی است که براساس آن هر حکومت تمامی رفتارهای خود را بر مبنای منافع خود توجیه می کند) و درنتیجه همین مصلحت علیه هرنوع اصلاح بکار گرفته می‌شود.
انتظار مردم از رهبری پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری پایدار است.

11- آیا می‌توان از پایان یک اسلام‌سیاسی در ایران سخن راند ؟
نه، باید با احتیاط بیشتری سخن گفت، اسلام سیاسی می‌تواند بی‌وقفه در ایران بازتولید شده و یا تغییرشکل دهد. این جنبشی که من آن را "جنبش شفاف‌سازی" می‌نامم می‌تواند یک جهش و تنفس نو به اسلام‌سیاسی بدهد.

مراجع:
1- خراسانی، محمدکاظم، حاشیه مکاسب، ترجمه شمس‌الدین، تهران، ارشاد
نایینی، میرزا محمد‌حسین، تنبیه‌الامــه و تنزیه‌المـله، مقدمه سید‌محمود طالقانی، شرکت سهامی انتشار، 1334
2- - نطق تاریخی امام‌خمینی ، تهران بهشت‌زهرا، 12 بهمن 1357


** رضا بهشتی‌معز دانش‌اموخته علوم‌سیاسی در تهران، مطالعات‌اسلامی در قم و تهران، مدرس فلسفه سیاسی در دانشگاه تهران، مدیرکل و مشاور سابق وزارت فرهنگ در 1991-92، اقامت در فرانسه 1996، پایه‌گذار و مدیرخانه فرهنگ ج.ا.ا در پاریس 1996-97، دانش آموخته فلسفه در سوربن، عضو انجمن فلسفه فرانسه، مولف کتاب "درآمدی بر مبانی نظری دمکراسی در غرب" با ده‌ها مقاله تالیفی و ترجمه به‌زبان فارسی و یک وبلاگ فلسفی است.

Libellés : , ,


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

    ............................................................................................................

Le portail culturel franco-iranien

نقل مطالب این پایگاه فقط با ذکر نشانی کامل و اطلاع نویسنده مجاز است

 ::  صفحه اصلی   ::        آشنایی و تماس  :: عکس  :: شعر


 روزانــه 


 

 روزنــه 


 

 نوشته های پیشین

 

  • Réformisme et conservatisme en Iran
  • بحران اُبـوّت و اختلاف سرعت
  • تفکیک یا تحبیب قوا !؟
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - دوم
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - یکم
  • پیام میرحسین موسوی
  • ملاحـظاتی در منــاظرات
  • چرا به میرحسین موسوی رای می‌دهیم؟
  • روایت "‌براگ" از تاثیر نوافلاطونیان
  • عهدی جدید با افلاطون
  •  


     


     کتابخانه  


     

     گوگل خوان  



     پــیوندها

     

     

    ریرا
    حوزه
    بیـاض
    الوراق
    حلقه کاتبان
    رادیو زمانه
    نهج البلاغه
    باشگاه اندیشه
    میراث مکتوب
    کتابخانه مجلس
     جستجوگر قرآن
    جستجوگر شیعی
     فرهنگستان علوم
    كتابخانه‌ ملي‌ايران
    روزنامه‌های ایرانی
     ویکی پدیای فارسی
     بانک مقالات اسلامی
     دایره‌المعارف اسلامی
     اطلاعات حکمت‌و‌معرفت
     خانه حکمت و فلسفه تهران
     کتابخانه آستان قدس رضوی
     انجمن حکمت و فلسفه ایران
     شورای گسترش زبان فارسی
     کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه
     کتابخانه تخصصی اسـلام و ایــران
    Institut européen en sc.religions
    Société française de philosophie
    Biblio numérique en sc. sociales
    Dictionnaire de philo politique
    Unesco Sc.Social et Humaine
    revues.en sc.hum et sociales
    Islamic Philosophy Online
    Collège int.de philosophie
    Insti.de France Académie
    M-Planck-Gesellschaft
    World Digital Library
    philosophie en france
    La Revue de Téhéran
    Collège de France
    EuroPhilosophie
    Le Saint Coran
    Culture.france
    Henry Corbin
    Google Book
    Les revues
    Le Monde
    Sorbonne
    Philolist
    Calenda
    Erudit
    persée
    CNRS
     


     آرشــیو 


    octobre 2004

    octobre 2005

    novembre 2005

    décembre 2005

    janvier 2006

    février 2006

    mars 2006

    avril 2006

    mai 2006

    juin 2006

    juillet 2006

    août 2006

    octobre 2006

    novembre 2006

    décembre 2006

    janvier 2007

    février 2007

    mars 2007

    mai 2007

    juin 2007

    juillet 2007

    août 2007

    septembre 2007

    octobre 2007

    novembre 2007

    décembre 2007

    janvier 2008

    mars 2008

    juillet 2008

    septembre 2008

    octobre 2008

    décembre 2008

    janvier 2009

    février 2009

    mars 2009

    avril 2009

    mai 2009

    juin 2009

    juillet 2009

    août 2009

    septembre 2009

    octobre 2009

    novembre 2009

    décembre 2009

    janvier 2010

    février 2010

    mars 2010

    mai 2010

    juillet 2010


       وبلاگ چرخان

       This page is powered by Blogger. Isn't yours?


     

     

     

    All Right Reserved  BEHESHTI MOEZ