2008/12/26

در آیین کتابخوانی


صاحب عزیز رندانه از سر لطف خواسته است تا از کتابی که می خوانم بنویسم. خواستم به فقره ای از آنچه پیش روست کوتاه کنم دیدم از دو‌روی صواب نیست: یکم آنکه یک کتاب نیست و چند است، یکی مال تفنن است، یکی اشتغال و پژوهش و دیگری آثاری که می رسانند تا بررسانه بخوانیم و بکاویم.
دوم آنکه دعوت مازاریان عزیز یک بار بی پاسخ مانده و این بار باید جبران مافات کرد و دوگانه ای نوشت برای یگانه !
1- از باب تفنن، کتاب "ما ومدرنیت" داریوش آشوری را پس از سالها بازخوانی می کنم، مقالاتی خواندنی از ذهنی ماندنی. برخی جستارهای او در این کتاب، بدیع و تحسین برانگیز است، خاصه اگر به تاریخ نگارش برخی مقالات نظر کنی.
شطری از مقاله ی "مدرنیته‌ی انسانی" او می گزینم تا یادی سه‌گانه شده باشد از خواجه نصیر، تامس مور و آشوری و جان کلام در نتیجه پایانی آشوری است:

... در آرمانشهر اتحاد مطلق با دولت حاصل است، یعنی با نظام قدرتی که مظهر مطلق نظم اخلاقی ست، یعنی نماینده خدا و تازیانه ی خدا بر روی زمین. همچنان که در بهشت زمان و فساد جاری نیست، در آرمانشهر هم همچنین. در تصویری که تامس مور آفریننده ی نامدار "آرمانشهر" (یوتوپیا) از سرزمین آرمانی خویش می دهد، بی زمانی در آرمانشهر چنان است که گویی همه چیز و همه کس نماینده صورت مثالی وازلی و ثابت خویش است. تصویر این جهان کامل و ثابت اخلاقی را که بنای آن بر سیاست است، خواجه نصیر الدین طوسی در اخلاق ناصری چنین بیان می کند:
"اما مدینه‌ی فاضله اجتماع قومی بود که همت‌های ایشان بر اقتنای خیرات و ازالت شرور مقـّدر بود، و هر اینه میان ایشان اشتراک بود در دو چیز، یکی آراء و دوم افعال. اما اتفاق آرای ایشان چنان بود که معتـقـَدِ ایشان در مبداء و معاد خلق که میان مبداء و معاد افتد، مطابق حق بود و موافق یکدیگر.
و اما اتفاق ایشان در افعال چنان بود که اکتساب کمال همه بر یک وجه شناسند و افعالی که از ایشان صادر شود مفروع بود در قالب حکمت و مقوم به تهذیب و تسدید عقلی و مقدر به قوانین عدالت و شرایط سیاست تا با اختلاف اشخاص و تباین احوال، غایت افعال همه ی جماعت یکی بود و طرق و سیر موافق یکدیگر."

یعنی وحدت ایدئولوژیک و نوعی توتالیتاریسم شرط لازمِ وجودِ مدینه ی فاضله است.

ما و مدرنیت. نشر صراط. تهران. 1376. 240

2- و اما اشتغال پژوهشی بر دو‌نوع کار‌ِدل است و کار‌گـِل، کار گل فرو می گذارم و در کار دل دستم به کتابی رسیده است تازه نشر با عنوان "مناقشات فرانسوی"، که گفت وگوی دو فیلسوف فرانسوی است. خانم بلاندین کریژل به پرسش‌های الکسی لاکروا پاسخ می دهد.
در بخش "پیشرفت مبتنی بر حقوق" در این اثر سخن از ارنست کانتورویچ به میان آمده است که اول او را باید معرفی کرد. کانتورویچ (1895 آلمان– 1963 آمریکا) متخصص تاریخ اندیشه سیاسی قرون میانه، آلمانی تبار آمریکایی، یهودی مایل به‌راست افراطی است و نظریه او در باب "شاه دوجسمی" کاوشی جنجالی و ماندگار در الهیات سیاسی قرون میانه و تاسیس دولت نوین در غرب است. کانتورویچ با نظریه وحدت متعالی دین و سیاست، قداست الهی بخشیدن به قدرت سیاسی و شخص حاکم، از اندیشمندان موثر بر دولت نازی آلمان بشمار می رود.
کریژل که خود منتقد نظریه کانتورویچ است و فرجام نظریه الهیات سیاسی را همان فتنه نازی می داند، در پاسخ پرسشی در باب اهمیت نظریه او می گوید:

کانتورویچ می دانست که چگونه بدقت ویژگی های الهی سازی قدرت سیاسی را مطرح کند. الهی سازی قدرت بر پایه نظریه قیصر و مسیح با دو جسم شکل می گرفت، جسم معنوی و جسم سیاسی.
در واقع، نظریه کانتورویچ در میان مورخین قرون میانه موجی برانگیخت، چرا که حاوی نظریه انداموار (دین و سیاست -م) قرون میانه بود. این نظریه مبتنی بر الهیات همبسته ای است که دو پایه و بُعد سیاسی و زیبا شناختی دارد و منازعات داخلی قرون وسطی را رد می کند.
نظریه "شاه دو جسمی" پیش از هر چیز یک الهیات سیاسی است. به اعتقاد کانتورویچ، زیر بنای اندیشه پادشاهی ... جسم دوگانه بود: جسم معنوی پادشاه که باقی و نامیراست و جسم سیاسی پادشاه که در پارلمان و شورای سلطنتی ظهور دارد.
“Le progrès par le droit” dans «Querelles françaises», Blandine Kriegel , Alexis Lacroix, Grasset, 2008


3- و اما از آثار دسته سوم، به مصداق "از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است" به رساله حقوق علی ابن الحسین امام سجاد (ع) بسنده می کنم که این روزها برای انتشار بزبان فرانسه به من سپرده شده تا با تحشیه و تعلیق مستوفا به زیور طبع آراسته گردد، (اینهم از باب ولا تقولن لشيء إني فاعل ذلك غدا – مگویید که من فردا کننده کاری ام / قرآن) !
رساله ای که اگر منسوب به حضرتش هم باشد درسهایی آموختنی برای همه و به ویژه والیان دولت دینی ما دارد و یک اثر کلاسیک در تاریخ و فلسفه حقوق ماست. از منبع که همان "تحف العقول عن آل الرسول" تالیف ابن شعبه حرّانی است، "حقوق رعیت" را بر می گزینم:

حق اتباع دولت تو این است که بدانی قدرت تو و ضعف آنها موجب سلطه تست. پس در میان انان به عدل رفتار کن و چون پدرِ مهربان ِ آنان باش و خطای نادانسته انان را ببخش، در کیفردهی شان عجله مکن و خدای را به سبب قدرتی که بر انان یافته ای سپاس گوی.

خاطره و آرزویی کتابی هم دارم که بماند برای بعد !

Libellés : ,


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

 

2008/12/16

غدیر و کفـارات مدنی

ما امروز در برابر سالگشت هزار و اندی ساله حادثه غدیر ایستاده ایم. این رویداد حیاتی که به اعتقاد بسیاری از شیعه و سنی، مسلمان و مستشرق یک حادثه کلیدی در فهم مبانی حکومت در اسلام است همچنان از نگاه ها مغفول مانده است و هنوز شوائب عوامانه و مراسم آیینی چندان بر ان سایه افکن است که مجالی برای پژوهشهای سیاسی مبتنی بر دو عامل قدرت و انتخاب در نظام حکم اسلامی باقی نمی گذارد.
تقلیل دادن این رویداد به جشن های سالیانه و برگزاری آیین ها و مراسم اجتماعی (که در جای خود نیکوست) و اهلا و سهلا گفتن ها و بخ بخ (بفتح باء و تنوین مکسور خای مشدد) کردن ها راه تحقیق منصفانه در چنین موضوع مهمی را بسته است و گاه بجای تقریب، اسباب تشتت فرق اسلامی و دوری آنان از هم را دامن زده است.
ما ثروتمندان بینوایی هستیم، آنچه که از تاریخ، فرهنگ، میراث و متون که برای بزرگی و سروری یک جهان لازم است را داریم ولی از کاربست مفید و موثر و مبتنی بر خرد روز آنها عاجزیم. شجاعت خوداندیشی و بازنگری را نداریم و به داشته های خود می بالیم بی انکه بدانیم به چه کار امروز ما می آیند. بی آنکه توش و توان کارهای بزرگ علمی را داشته باشیم و جرات پرسش های سهمگین را بخود بدهیم، همچون اطفال خرسندی بر گرد میراث پدران خویش شادی می کنیم، هم را می بوسیم، عقد اخوت می خوانیم و این مجموعه خاک خورده را به هم نشان می دهیم و بجای روفتن غبار زمان، چراغ و ریسه و شمعدان می کاریم و در فراکسیون و بنیاد و مجمع شیرینی می خوریم و هلهله می کنیم.
ما به غدیر و هر رویداد شگفت دیگری که با یک بازخوانی متن و حادثه می توانست سرنوشت ما را دگرگون کند ظلم می کنیم و از آن یک آیین می سازیم تا با بزرگداشت آن بتوانیم اقتصاد و قدرت ناشی از ان را سامان دهیم. ما در مسلمات تاریخی شکل گرفته در ایین هایمان تردید نمی کنیم و از حکمت پیدایش آنها پرسش نمی کنیم یا نقادانه به آثار بجا مانده از بزرگان این آیین ها رو نمی کنیم، چرا ؟ چون احساس نیاز نمی کنیم. ما اطفال خرسند و خوشبختی هستیم که در کسالت تاریخی خود بی هیچ دغدغه پای کوبانیم.
غدیر هم سرمایه ای است که لابد باید با ان کاسبی کرد و کاسبی البته لوازم خود را دارد و بر پایه جذب مدام مشتری استوار است و جذب مشتری هم اصولی دارد که کلیانتلیسم خوانده می شود و کلیانتلیسم یا مشتری سالاری البته همیشه همان سنت رومی نیست که بر پایه قاعده لطف خواجه به مشتری بینوا شکل می گرفته و در برابر داد وستد والیـانه از نوعی حمایت نیز برخوردار می شده است، که امروز قواعد مترقی خود را دارد.

سه سال پیش در همین وبگاه یادداشتی داشتم با عنوان
غدیر از آغاز حکمت عملی تا وعظ سیاسی که در جاهایی هم بازتاب یافت. مراد من آن بود که بگویم بازبینی مفهوم "قدرت" و کالبد شکافی جسورانه آن در همه ابعاد راه برون رفت ما از این کسالت تاریخی است. غدیر می توانست در ابعادی هزار بار فراخ تر و عمیق تر از انچه به نام انقلاب مشروطه در کشور شناختیم ما را به سرچشمه های مفهومی و نظری قدرت نوین رهنمون سازد، اگر از ان دکانی برای رزق سنتی و کاسبی آیینی و صنفی خود نمی ساختیم.
تامل در قدرت سیاسی و الزامات محیطی و زمانی آن یکی از حیاتی ترین پروژه های مسلمینی است که چشم امید به سروری خویش دوخته اند و ورود در مباحث نظری قدرت و تلاش برای انطباق عملی و خردمندانه ان راه را بر هر گونه کاسبی آیینی و فرقه ای می بندد و مفهوم ولایت را از انحصار صنفی و طبقاتی خارج می سازد و حدود و مرزهای عرفانی و مدنی آن را از هم باز می شکافد.
مسلمین بی جامعه ای مدنی در تعریف بومی و اعتقادی خاص خود و بر پایه نظریه ای سیاسی نمی توانند به جایی برسند و تا به این تعریف نرسند اقتصاد و اجتماعی توانا هم نخواهند داشت و تا این سه نباشد هر چه از علوم دقیقه، طب و اتم و پژوهش و جشنواره و جایزه و نشان و مرد سال و هفته و ماه از دست و زبان ایشان تراوش کند بازیی بیش نخواهد بود که به کار سرگرمی عوام می آید و اسباب رونق ارتزاق نخبه ناگزیر.
تعریف این جامعه مدنی که تار وپود امروزین آن در جای جای مدرنیته فلسفی - سیاسی ریشه دارد بی فروتنی و رجوع به سنت دیگران امکان پذیر نیست و در تضارب آرا و حوادث این خانه با دیگران است که می توان به یک جمع بندی خردمندانه اجماعی رسید.

امروز ما بر سر میراث هزار و اندی ساله غدیر هلهله و بر خسارت فقدان آن مویه می کنیم بی انکه بدانیم که مبانی مورد نیاز جامعه مدنی - سیاسی ما چیست و فراهم کردن آن چگونه است. من ایرانی مسلمانی که در انتهای میراث و تبار تاریخی خود ایستاده ام امروز از اینکه در سالگشت این حادثه تاریخی، یکی از بزرگان دینی جامعه با پیشینه اداره کشور هنوز بر سر پیمان با مردم مردد است و مایل به تمیز جامعه مدنی از جامعه ولوی نیست خجلت می برم و شرمگینانه سر در جیب تامل فرو می کنم.
اینکه یکی از رجال دین و سیاست کشور ما با سی سال تجربه حکومت اسلامی و صرف هزینه های بسیار، امروز به رییس قوه مقننه توصیه کند (هرچند به مزاح) که نماینده مجلس در صورت شکسته شدن سوگند قانونی و غفلت از عهد خود با مردم در انجام وظایف قانونی اش، بجای التزام عملی به قانون و پاسخگویی به مردم یعنی بانیان همین جامعه مدنی، کفاره شکستن قسم خود را در صندوق کفارات مجلس بریزد، خسارت بزرگی است که محصول غفلت از پیام همین غدیر است.
تقلیل دادن مفاهیم بلند و رسای قانون، التزام قانونی، مردم، آرای جمهور، اعتماد، توکیل، تقنین، مسئولیت، خطاپذیری، پاسخگویی و ... به مفهومی صرفا اعتقادی بنام "کـفـّاره" با کاربردهای شخصی و سنتی آن یک ظلم آشکار به جامعه مدنی و پیمانی است که نبی مکرم اسلام در غدیر سنگ بنای ان را با مردم گذاشت. آواز یک تفسیر کهنه کاسب مآبانه از یک اصل مترقی اسلامی که می توانست روزگار گذشته ما را دگرگون کند امروز همچنان بلند است. غدیر معنایی بلندتر از ان دارد که به تفسیر مندرس و خاص و منافع صنفی طبقه ای ممتاز منحصر شود !

Libellés : ,


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

    ............................................................................................................

La pensée franco-iranienne

نقل مطالب این پایگاه فقط با ذکر نشانی کامل و اطلاع نویسنده مجاز است

 ::  صفحه اصلی   ::        آشنایی و تماس  :: عکس  :: شعر

   


 روزانــه

 
 

 روزنه

 

 نوشته های پیشین

 

  • با یاد آیه‌الله سید‌مرتضی نجومی کرمانشاهی
  • اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری در انتخابات ایران
  • Réformisme et conservatisme en Iran
  • بحران اُبـوّت و اختلاف سرعت
  • تفکیک یا تحبیب قوا !؟
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - دوم
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - یکم
  • پیام میرحسین موسوی
  • ملاحـظاتی در منــاظرات
  • چرا به میرحسین موسوی رای می‌دهیم؟
  •  


     


     کتابخانه  


     

     گوگل خوان  



     پــیوندها

     

     

    حوزه
    ریـرا
    بیـاض
    الوراق
    حلقه کاتبان
    رادیو زمانه
    نهج البلاغه
    باشگاه اندیشه
    میراث مکتوب
     جستجوگر قرآن
    جستجوگر شیعی
     فرهنگستان علوم
    كتابخانه‌ ملي‌ايران
    روزنامه‌های ایرانی
     ویکی پدیای فارسی
     بانک مقالات اسلامی
     دایره‌المعارف اسلامی
     اطلاعات حکمت‌و‌معرفت
     خانه حکمت و فلسفه تهران
     کتابخانه آستان قدس رضوی
     انجمن حکمت و فلسفه ایران
     شورای گسترش زبان فارسی
     کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه
     کتابخانه تخصصی اسـلام و ایــران
    Institut européen en sc.religions
    Société française de philosophie
    Biblio numérique en sc. sociales
    Dictionnaire de philo politique
    Unesco Sc.Social et Humaine
    revues.en sc.hum et sociales
    Islamic Philosophy Online
    Collège int.de philosophie
    Insti.de France Académie
    M-Planck-Gesellschaft
    philosophie en france
    La Revue de Téhéran
    Collège de France
    EuroPhilosophie
    Le Saint Coran
    Culture.france
    Henry Corbin
    Google Book
    Les revues
    Le Monde
    Sorbonne
    Philolist
    Erudit
    persée
    CNRS
     


     آرشــیو 


    octobre 2004

    octobre 2005

    novembre 2005

    décembre 2005

    janvier 2006

    février 2006

    mars 2006

    avril 2006

    mai 2006

    juin 2006

    juillet 2006

    août 2006

    octobre 2006

    novembre 2006

    décembre 2006

    janvier 2007

    février 2007

    mars 2007

    mai 2007

    juin 2007

    juillet 2007

    août 2007

    septembre 2007

    octobre 2007

    novembre 2007

    décembre 2007

    janvier 2008

    mars 2008

    juillet 2008

    septembre 2008

    octobre 2008

    décembre 2008

    janvier 2009

    février 2009

    mars 2009

    avril 2009

    mai 2009

    juin 2009

    juillet 2009

    août 2009

    septembre 2009

    octobre 2009

    novembre 2009


       وبلاگ چرخان

       
       This page is powered by Blogger. Isn't yours?


     

     

     

    All Right Reserved  BEHESHTI MOEZ

    Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com