2007/12/27

هرمنوتیک عیسی

عیسی پژوهی یا "کریستولوژی" و تامل در دقایق حیات حضرت مسیح به زمانه ما محدود نمی شود. گذشته از رسالاتی که از الهی دانان و متکلمان قرون میانه به یادگار مانده، عصر جدید و دست کم سیصد سال گذشته غرب شاهد پژوهش هایی در زندگی و زمانه حضرت مسیح بوده است.
اگر غالب مطالعات دینی قرون میانه در باره حیات عیسی مسیح سیر تاییدی داشت، آثار غالب عصر جدید در باره حیات وی در یک نکته مشترک است و ان نگاه موشکافانه و راز براندازانه از حیات مردی است که بخش مهمی از تاملات عقلی امروز غرب مدیون پدیداری اوست.
رساله "حیات عیسی" که به خامه بزرگان اندیشه مغرب زمین در دو سه صد سال گذشته به نگارش در امده اغلب در پی کاوشهای عقلانی است تا فرق میان دین پوزیتیو و ساختاری با دین ملکوت خداوند، کلیسای زمینی و اسمانی، عینیت و ذهنیت، قانون شریعت و سپهر اخلاق، آزادی و بندگی را در پرتو نگاه تاریخی روشن سازد.
شاید از همین روی است که تاریخ به عنوان یک علم، عینی ترین ابزار برای سکولاریزاسیون میراث دینی می تواند تلقی شود و هر از گاه و در هر شریعتی این دستاویز عنیف (تاریخ) پرده از رازهایی برداشته و جزم هایی را گشوده است که پیش از ان گشودن این حوزه های قدسی در حکم کفر ابلیس بود.
انگیزه غالب رسالاتی که در حوزه حیات عیسی در غرب به نگارش در امده را به دو منشاء سیاسی و دینی می توان محدود کرد و نتیجه هر دو در عصر مدرن نیز یکی و ان باز تعریف رابطه انسان با خداست. از همین روی بحث تثلیث، ظهور و تجسد از سویی و یگانگی خدا با انسان از سوی دیگر دغدغه مشترک صاحبان این آثار بوده است.
در این میان برخی از حکمای مغرب زمین چون کانت یا اسپینوزا با عنوانی غیر از "حیات مسیح" به این مهم پرداخته اند ولی در میان این مولفین می توان از پاسکال، هگل، دیوید فردریش اشتراوس، ارنست رنان، آلبرت شوایتزر، فرانسوا موریاک و ... نیز یاد کرد که رساله ای خاص هم با نام "حیات عیسی" به این مسئله اختصاص داده اند.
مسیح تاریخی در غالب این رسالات کمتر به کار رستگاری انسان مورد نظر کلیسا می امد؛ این مسیح تا صورتی استعلایی نمی یافت بکار دین تشریعی و نهادین نمی امد و در چنبره محدودیت های عرفی گرفتار بود.
شاید این مسیح نگاری در تاریخ مطالعات انجیلی عصر جدید و یزدانشناسی مسیحیت بیش از هر چیز بدرد تعیین تکلیف انسان یا همان "فاعل خردمند شناسا" با ذات مسیح می خورد و در واقع مسیح بهترین موضوع شناسایی انسان عصر جدید بود که از رهگذر آن می شد جایگاه خود را در دنیای نو بازتعریف کرد.
شوایتزر با نگاهی همدلانه به مسیح بر همین امر تاکید می کند که "هیچ کار تاریخی به اندازه نگارش زندگانی عیسی، خویشتن راستین شخص را آشکار نمی سازد" !
میشل هانری فیلسوف فرانسوی (1922-2002) در یکی از رسالات خویش با نام "تجسد" (حلول باوری، فلسفه ای جسمانی) با پیچیدن در مفهوم Chair به بررسی پدیدار شناسانه مفهومی می پردازد که وسیع تر از "تن" است و "نان و شراب" امروز مسیحیان بر اساس تفسیری از انجیل یوحنای قدیس بر آن استوار است.
مبنای تحقیق میشل هانری بازخوانی متون هایدگر، هوسرل و مرلوپونتی است و او می کوشد با نگاهی موی شکاف در این تحلیل پدیدار شناسانه وجوه استعلایی و زمینی "جسم" و "ظهور" را در الهیات مسیحی باز شناسی کند. این ادامه همان تزی است که او با عنوان "جوهر ظهور" در 1962 به انجام رسانیده است.
با این مقدمه و در همین اجمال می توان دریافت که عیسی شناسی و واکاوی حیات او در نگاه اندیشمندان غربی دو سه قرن گذشته به ایجاد پلی میان حوزه فلسفی پدیدارشناسی و مسیحیت انجامیده است
از میان رسالات نام برده مطلب بعدی را در روزهای آغازین حیات مسیح و استقبال سال نوی میلادی به بررسی و واکاوی اجمالی رساله "حیات مسیح" اثر هگل اختصاص خواهم داد.

Libellés : , ,


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

 

2007/12/17

فضیلت سیاسی یا رستاخیز ایدئولوژیک

باری نوشتم که آلن بادیو (بخوانید بدیو) در چهارم آوریل و شانزدهم ماه مه گذشته و در جریان انتخابات پیشین ریاست جمهوری فرانسه در نشست ماهانه به سیاق خود نطقی کرد و این رجل سیاسی راست تازه پیروز را به ضرب اشارات و کنایات نسبت ها داد از جمله اینکه جانب یهودی او را برجسته نمود و بی پروا او و رای دهندگان را تشبیه به "موش" کرد.
این اولین بار نیست که بادیو این شاگرد بلند اوازه "لویی آلتوسر" که امروزه شاید نامی بلند تر از استاد خود یافته است، جریان راست سیاسی فرانسه را چنین بی باکانه به باد انتقاد می گیرد ولی این بار تشبیه او که رییس کشورش را به "مرد موش ها" (کنایه از لئامت و موذی گری) مانند می کرد یاداور خاطرات اشغال فرانسه و سال 1942 بود که یهودیان فرانسه از سوی نیروهای نازی به این عنوان ملقب شدند و امروز که کسی از تبار جامعه یهودی آن روزها به ریاست جمهوری رسیده است، کودک آن سالها (بادیو متولد 1937 شهر رباط مراکش است) که امروز پیشوای فیلسوف چپ رادیکال با اندیشه های مائوئیستی است، همان تعبیر را بکار می گیرد.
بادیو در آن شب، انتخابات را به حرکتی غیر عقلانی و رای مردم را به بازخواستی تقلب امیز از سوی حکومت تعبیر کرد و رفتار مردم را در رای به سارکوزی با توصیفی از تفاوت "فضیلت" و "ژست"، به حرکتی قهرمان منشانه تعبیر کرد که با فضیلت "شجاعت" که ویژگی ان داشتن "پایداری در طول زمان" است، متفاوت است.
نمی توان در اینجا به همه تعابیر بی باکانه بادیو به رییس حکومت فرانسه اشاره کرد (که این اندازه آزادی سخن برای نخبگان فکری و بردباری برای زمامداران در هر جامعه ای مایه مباهات است و مرا یاد امام علی می اندازد که چطور به مردم تحت خلافت اش یاد می داد در برابر کژی های احتمالی او بایستند و او را راست کنند!) ولی فقط تعبیر جریان سارکوزی به "پتنیسم" (اشاره به مارشال پتن حاکم جمهوری ویشی از سوی نازی ها) کافی بود تا افکار مردم را به ظهور نئوفاشیسم فرانسه حواله دهد.
بادیو ریشه ذهنی جریان جدید را در تنفر و تحقیر دیگران، دیگر گریزی و ترس می داند که ذاتی فاشیسم است و ریشه های نوع استعلایی آن همراه با بحران و انحطاط اخلاقی، نژاد پرستی و خارجی گریزی است یا نوع "نرم" فاشیسم نو به تعبیر او همان موج مردمی بود که سارکوزی را به قدرت رساندند.
حمله تیز و تند بادیو به مخالفان راست گرا و حتی محافظه کار سوسیالیست در گفتگوهای دیگر رسانه ای او نشان می داد که او هنوز بر عهد خود در اردوگاه چپ وفادار است.
با این همه تعبیر او از سگولن روایال هم خیلی بهتر از سارکوزی نبود، اشاره به آدمی "میان مایه و نازل" برای نامزد چپ ها که می خواهد نقش تونی بلر را بازی کند، نشان می داد که بادیو در مقامی فراتر از یک فیلسوف حزبی و رسمی چپ نشسته است.
غوغای برخاسته از همان جلسه بادیو نام او را به عنوان یک یهود ستیز (حتی برخی از دوستان او به طعنه گفته اند یک نازی) در روزنامه ها می چرخاند که به ادعای انان اگر این نبود چه علتی داشت او در نشستی عمومی خاطره نازی ها را آن هم با این تعابیر دوباره در اذهان زنده کند !
جمعی در پوستین بادیو افتاده اند و بدنبال ریشه های نام او هستند تا نشان دهند که مراد بادیو از این یهود ستیزی، توجیه جنایات نازی، و باز طرح همان دعوای کهنه است.
برخی هم گفته اند منظور بادیو اصلا راست ها و یا رای دهندگان به سارکوزی نبوده است، به اعتبار مثلی فرانسوی که "موش ها کشتی را ترک می کنند" منظور او چپ ها بوده است که پس از شکست در انتخابات ترک صحنه کرده اند.
این نکته چندان هم بی ربط نیست، بادیو در جایی از این کتاب می گوید: "ما تا کی راست ها را تحمل کنیم، دوازده سال کار دست شیراک بود، با این پنج سال میشود هفده سال و اگر سارکوزی دوباره رای بیاورد ما به تحمل 22 سال محکومیم، این یعنی یک عمر و شما به موشی بدل می شوید، موش یعنی تحقیر شده، یعنی کسی که تحمل انتظار را ندارد، یعنی موجودی که محصور در زمان مندی آراء عمومی است"، او سوسیالیست ها را زندانیان زمان مندی آرای فرانسویان می خواند !
رفتار شناسی موشها ریشه در تحلیل های روانشناسانه دارد و شاید بتوان مرجع ضمیر کلام بادیو را در ادبیات فروید جست که از "مرد موش" یا "موش مرد" وسواسی گریبانگیر را مراد می کند،(کتابی به همین نام از فروید موجود است).
آنچه بیشتر مخالفین بادیو را حساس کرده است، حساس کردن مخاطبین به نام سارکوزی و انتساب او به یهود، کاوش در تقدیس نام یهود و دامن زدن همان باورهای عامیانه نسبت به یهودیان است. او از کاوش فیلولوژیک نام خانوادگی رییس جمهور فرانسه و ربط های دینی، تاریخی و قومی آن چنان تفسیری بدست داده که به گفته خود او "سارکوزیسم" به عنوان منشاء ترس و انحراف اذهان "عارضه عصر" ماست.
بادیو با تمسخر سارکوزی به عنوان نماد ثروت و سرمایه داری، پتنیسم نرم و طرح شعارهایی به سود محرومان، متهم به طرح مدل جدیدی از ادبیات رهایی بخش کمونیستی شده است که همه محرومان جهان از زاپاتیست ها تا طرفداران مسلمان حماس و حزب الله لبنان را در بر می گیرد.
ادبیات او امروز البته برای همه جذاب نیست، سرخ سرخ است و گاه موهن، مخالفانی دارد و پاره ای روشنفکران که پیام او را شنیده اند در پشت ادبیات محروم محور او چهره خشن کمونیسم (آنهم از نوع مائوئیستی آن) را اشاره می کنند، هر چند که نتوانند رسالات عمیق و محققانه بادیو را در زمینه ریاضیات، شعر و فلسفه انکار و فراموش کنند.
گرچه چپ امروز فرانسه برای دست انداختن سارکوزی دیگر چون گذشته توانا نیست، متشتت است، بحران رهبری دارد، فرمالیستی است، و ... ولی چپ رادیکال که بادیو آن را (گاه در عرصه ای جهانی) رهبری می کند نیز (پس از کمونیسم اروپایی دوره برلینگوئر نیم قرن پیش)، نمی تواند نماینده همه پرچمداران سرخ در این سوی اروپا باشد.
بادیو در این کتاب چپ را به بازنگری و بازگشت به ارزشهای اصیل خود فرا می خواند تا بتوانند از این رکود و رخوتی که گریبان آنان را گرفته رها شوند.
بسیاری از ناظران فقدان یک چپ جدی منتقد رویاروی دولت را زمینه ظهور ادبیات رادیکال امثال بادیو می دانند. این فضا به غیبت مردم در پای صندوق های رای دامن می زند و همین یک ژست سیاسی که برای مردم احساسی قهرمانانه (و نه فضیلتی شجاعانه) می آورد می تواند به تدریج بدل به گرایشی رادیکال شود که توده های گرسنه و خشمگین در تنور آن می دمند و پیاده نظام آن هستند. بادیو امروز مظهر دفاع از همان توده های محروم است و این مشکل محدود به فرانسه نیست !
اثر بادیو با اثر تند و تیز دیگری از "اریک ازان" (جراح قلب و فعال سیاسی تند چپ) به عنوان "تغییر مالکیت، ادامه نبرد خانگی" همراه شده است که عده ای آن را اعلان جنگ به سارکوزی خوانده اند.
"ازان" در این اثر سارکوزی را به ژیسکاردستن تشبیه می کند و انتخابات سال 2007 را نقطه فروپاشی دو نظام چپ و راست در فرانسه می نامد و بر این اساس راه حل را حرکتی انقلابی می داند.
نظام سرمایه سالار فرانسه با هدایت سندیکای بزرگ کارفرمایان یا "مدف" که سارکوزی را از آن خود می داند با کاهش مزایای اجتماعی دولت، چنگ و دندان رقابتی خود را به مردم کوچه و بازار نشان می دهد و همین مسئله در کنار برخورد با کارگران غیر قانونی و مهاجران زمینه را برای فاشیست نامیدن دولت از سوی این روشنفکران فراهم اورده است.
در کنار این دو، جمعی از فضلای جوان خیابان اولم (شاگردان بادیو) را باید نام برد که اغلب با سیطره بر فلسفه آلمانی، سحار و افسونگر کلمات را در مشت اندیشه خود به بازی و خدمت گرفته اند و آثاری که روانه بازار کرده اند گواه دانش و تکاپوی آنهاست.
گویی نسل نویی از روشنفکران فرانسه در حال ظهور است که بر پایه خوانشی جدید از کاپیتال مارکس متکی به روایت آلتوسر و پیشتازی بادیو در دانشسرایعالی خیابان اولم پاریس سر بر می اورند.
در برابر آنچه تحلیل های مارکسیستی از سیاست های راست حاکم خوانده می شود نقد های لیبرال نیز همچون جریان نو دمکراسی فیلسوف و اندیشمند مطرح "مارسل گوشه" نیز از دولت جریان دارد که شرح ان مجالی دیگر می طلبد.
گوشه (که در کنار این صفحه لینک وبلاگ او آمده) از اندیشمندان بنامی است که در سالهای اخیر در ردیف نامهای مطرح اندیشه سیاسی غرب ایستاده است. تلاش گوشه در این مقال تمایز نهادن ساختاری میان سیاست و امر سیاسی است تا از رهگذر ان بتوان فرق میان شهروند نگران مصلحت عام و انسان لیبرال نگران منفعت خویش را شناساند.
آنچه در این میان برای من جالب است یافتن خطوط نظری در لابلای تحولات اجتماعی فرانسه و مشارکت اندیشمندان انان به مثابه یک فضیلت در ساخت ادبیات مربوط به این تحولات است، چیزی که در غالب تحلیل های ایرانی نسبت به تحولات جامعه ما غایب است و من کمتر تحلیلی از جریان های روز در رسانه های خودمان دیده ام که از ساختمانی استوار و ملاتی نظری برخوردار باشد.
با همه آنکه ارباب القاب کارشناسانه و عناوین دانشگاهی هم در کشور فراوان شده اند ولی باز نه می توان جریانهای عمومی (تحول ساز و نه مجعول و دهان پرکن) مبتنی بر مبانی نظری نو و کاربردی در ایران یافت و نه سطح اغلب تحلیل ها از ادبیاتی نازل و تکراری در چارچوب هایی ابتدایی فراتر می رود.

* - ویدیویی مرتبط با بحث ما از این فیلسوف ناراضی سرشناس ببینید

Libellés :


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

 

2007/12/02

موج تازه آلن بادیو

من پیش از این یک بار در باره آلن بادیو نوشته ام، فیلسوفی نامدار از نسل بزرگان دهه آشوبی شصت فرانسه. بادیو پس از رفتن دریدا، لکان، بودریار و لیوتار و دُلوز شاید امروز یکی از معدود چهره های بین المللی فلسفه فرانسه است. گویا در ایران هم مقتدای برخی روشنفکران جوان چپ اندیش است، بر حضور احساسی او در ایران البته باید سه نام دیگر آگامبن، ژیژک و تونی نگری را هم افزود که با رواج بُن مایه های چپ در اندیشه امروز ایران رونق گرفته اند و شاید با ظهور فصلی دیگر، افول کنند.
با این همه تردیدی نیست که اندیشه چپ (چه دینی و چه سکولار آن) همواره حرف هایی نو برای زدن داشته است و شاید از همین روست که در فضای تکراری ایران، این چهره ها تقدیس می شوند !
باری این حضرت بادیو ماهانه در دانشسرایعالی (که خود استاد بلند پایه آنجاست) نشستی دارد که گاه به فراخور حال و وقت من شرکت می کنم، او در مقدمه نشست های ماهانه (به سیاق دروس خارج حوزه) شطری از احوال روز می گوید و سپس وارد بحث اصلی می شود.
تا دیر نشده اضافه کنم که دو ویژگی بادیو در این سالها که او را می شناسم برای من ستودنی است، یکم آنکه او با همه جلالت شان فلسفی، یک فعال اجتماعی است. نسبت به غالب جریان های مهم کشور و جهان حساس است ( من این را در سایر اندیشمندان اروپایی هم دیده ام و الحق احساس انسانی و مدنی آنها ستودنی است، حسی که در میان اساتید ایرانی ما کم است) و من کمتر ندای فراگیر مظلومی در فرانسه شنیده ام که او در دفاع از آن بیانیه ندهد و یا پیشگام راهپیمایی و گردهمایی نباشد. دوم آنکه من پخته ترین تحلیل های سیاسی را از او شنیده ام.
تحلیل او از پیروزی بوش در انتخابات امریکا از جمله فنی ترین تحلیل هایی بود که می توان شنید، تحلیل وقایع روز در چارچوبی علی و معلولی با لعابی از تلمیحات و تشبیهات ادبی و آمیختن آن به مطایبه و طنز از شیرین کاریهای اوست. پیروزی اخیر سارکوزی در انتخابات فرانسه باز بهانه به دست او داد و در نشستی (تصویر بالا از همان نشست است) چنان صریح و بی پروا این مرد اول فرانسه و پیروزی او را به باد نقدی نظری و تاریخی گرفت که سر وصدای بعد نشان از اهمیت گفتار او می داد (این گفتار بتازگی منتشر شده است).
گپ رادیو گفت وگوی تهران در دو هفته گذشته با کاتب این سطور(درمورد تحولات فرانسه) بهانه ای شد تا من به تحلیل بادیو باز گردم و چنانکه پیش تر وعده کرده بودم در یادداشتی به پدیده "سارکوزیسم" (چنان که شهرت یافته) بپردازم. در مطلب بعدی بیشتر خواهم شکافت.

*- ترجمه این گفت وگو از آلن بادیو هم خواندنی است و هم مربوط به بحث ما

Libellés :


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

    ............................................................................................................

La pensée franco-iranienne

نقل مطالب این پایگاه فقط با ذکر نشانی کامل و اطلاع نویسنده مجاز است

 ::  صفحه اصلی   ::        آشنایی و تماس  :: عکس  :: شعر

   


 روزانــه

 
 

 روزنه

 

 نوشته های پیشین

 

  • با یاد آیه‌الله سید‌مرتضی نجومی کرمانشاهی
  • اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری در انتخابات ایران
  • Réformisme et conservatisme en Iran
  • بحران اُبـوّت و اختلاف سرعت
  • تفکیک یا تحبیب قوا !؟
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - دوم
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - یکم
  • پیام میرحسین موسوی
  • ملاحـظاتی در منــاظرات
  • چرا به میرحسین موسوی رای می‌دهیم؟
  •  


     


     کتابخانه  


     

     گوگل خوان  



     پــیوندها

     

     

    حوزه
    ریـرا
    بیـاض
    الوراق
    حلقه کاتبان
    رادیو زمانه
    نهج البلاغه
    باشگاه اندیشه
    میراث مکتوب
     جستجوگر قرآن
    جستجوگر شیعی
     فرهنگستان علوم
    كتابخانه‌ ملي‌ايران
    روزنامه‌های ایرانی
     ویکی پدیای فارسی
     بانک مقالات اسلامی
     دایره‌المعارف اسلامی
     اطلاعات حکمت‌و‌معرفت
     خانه حکمت و فلسفه تهران
     کتابخانه آستان قدس رضوی
     انجمن حکمت و فلسفه ایران
     شورای گسترش زبان فارسی
     کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه
     کتابخانه تخصصی اسـلام و ایــران
    Institut européen en sc.religions
    Société française de philosophie
    Biblio numérique en sc. sociales
    Dictionnaire de philo politique
    Unesco Sc.Social et Humaine
    revues.en sc.hum et sociales
    Islamic Philosophy Online
    Collège int.de philosophie
    Insti.de France Académie
    M-Planck-Gesellschaft
    philosophie en france
    La Revue de Téhéran
    Collège de France
    EuroPhilosophie
    Le Saint Coran
    Culture.france
    Henry Corbin
    Google Book
    Les revues
    Le Monde
    Sorbonne
    Philolist
    Erudit
    persée
    CNRS
     


     آرشــیو 


    octobre 2004

    octobre 2005

    novembre 2005

    décembre 2005

    janvier 2006

    février 2006

    mars 2006

    avril 2006

    mai 2006

    juin 2006

    juillet 2006

    août 2006

    octobre 2006

    novembre 2006

    décembre 2006

    janvier 2007

    février 2007

    mars 2007

    mai 2007

    juin 2007

    juillet 2007

    août 2007

    septembre 2007

    octobre 2007

    novembre 2007

    décembre 2007

    janvier 2008

    mars 2008

    juillet 2008

    septembre 2008

    octobre 2008

    décembre 2008

    janvier 2009

    février 2009

    mars 2009

    avril 2009

    mai 2009

    juin 2009

    juillet 2009

    août 2009

    septembre 2009

    octobre 2009

    novembre 2009


       وبلاگ چرخان

       
       This page is powered by Blogger. Isn't yours?


     

     

     

    All Right Reserved  BEHESHTI MOEZ

    Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com