2007/08/28

از الهیات تا سیاست، مدخلی بر ستاره نجات



کتاب ستاره نجات از سه فصل اصلی تشکیل شده است و عمده مباحث مربوط به اسلام در فصل دوم این کتاب است که رزنتسوایگ در بخش های سه گانه این فصل، از اسلام با عناوینی چون "اسلام: دین ضرورت"، "اسلام: دین انسانیت"، "اسلام: دین وظیفه" و "اسلام: دین پیشرفت" یاد می کند.
سه مفهوم اساسی خدا، جهان و انسان دست مایه اصلی کار او در این کتاب است و او این هر سه را در دوره های تاریخ جهان و ادیان به بررسی و سنجه می گذارد.
به گمان او از زمان باور مشرکانه و به ویژه اندیشه یونانی که قایل به رب النوع و الهه هاست میان این سه مفهوم گسستی بزرگ پدید آمده و هر یک از این سه مفهوم در حصار خویش مانده است.
خدای یونانی در اندوه جهانی نیست که خود آفریده، انسان یونانی چنانکه در هیئت پرومته و آنتیگون ظهور می کند بر طینت خویش می تند و نگران سرنوشت جهان نیست. حال انکه از نظر رزنتسوایگ این هر سه مفهوم از یکدیگر تفکیک ناپذیرند.
خدا سرگرم کار جهان است و هر روز با آفتابی نو آفرینشی نو می کند و با وحی در قالب انسانی ظهور می کند، انسان نگران کار جهان است و در این جهان برای ساختن ملکوت خداوند در کنشی مدام است. دو مثلث خدا، انسان و جهان از سویی و آفرینش، وحی و نجات از سوی دیگر بر هم افتاده و همچون ستاره ای به هم پیوسته و یکدیگر را قطع می کنند.
دین رابطه ای شخصی و حقیقتی همیشه زنده در زمان است و وحی چنانکه در گذشته وجود داشته امروز نیز موجود است. از نظر رزنتسوایگ وحی مربوط به رویدادی در سینا و کوه طور نمی شود بلکه رابطه ای جاویدان میان خدا و انسان است و از این رو کهنه نمی شود.
برداشت رزنتسوایگ از وحی به یقین مبتنی بر برداشت و تجربه یهودی – مسیحی و یا دست کم تلفیقی اشراقی است ولی از انجا که با پایان وحی باب ارتباط انسان و خدا بسته نمی شود، برداشت او با جوهر وحی در ادیان مونوتئیست تعارضی ندارد.
با این همه به نظر می رسد که مفهوم وحی از نظر رزنتسوایگ یک مفهوم بسیار گسترده است و منحصر در معنای فنی آن که قابلیت دریافت ویژه و انحصاری پیام خدا توسط یک نفر (نبی) و نه همه انسانهاست، نمی شود. بر این معنا باید که کشف شخصی و اشراق اولیاء را هم افزود تا مفهوم مورد نظر رزنتسوایگ تامین شود و البته این اخیر معنای فنی وحی نیست. حقیقت ادیان از نظر رزنتسوایگ یکی است و به ویژه دو دین مسیحیت و یهود که وی به بررسی انها همت گماشته هر یک با جوهر و پیام ویژه خویش راه به معبودی واحد می برند. حقیقتی که از نظر رزنتسوایگ در انحصار هیچ کس نیست، هر کس بسته به همت خویش سهمی از ان دارد و جز خداوند کسی از یگانگی پاره های این حقایق با خبر نیست.
رزنتسوایگ گویی این حقایق را از دل مکاشفات درونی خود بیرون کشیده است و این عبارات همچون کلیشه های متکلمین حرفه ای و یا ارباب کنیسه و کلیسا نیست. این را می توان از نامه وی به رودولف اهرنبرگ دریافت که با تشبه به جدال یعقوب و فرشته در کتاب مقدس و در عبارتی شطح آلود و اشراقی می نویسد که "من با خدا جنگیده ام، همچون تز و آنتی تزی در برابر هم بوده ایم ... ماموریت من تمام شد" !
یک نکته بسیار مهم در پژوهش های رزنتسوایگ و برخی از دیگر عارفان و فیلسوفان پژوهنده جوهر ادیان و متن پژوهی کتب مقدس نوع نگاهی است که انها می توانسته اند به مفهوم "اغاز" و یا "فرجام" در رویکرد کلی هر دین و یا تفسیر از آن داشته باشند.
از این معنا می توان چنین نتیجه گرفت که با پایان جریان وحی رسالت یک دین و پیام اوران اصلی و اولیه ان پایان می یابد و راه برای تاویل و تفسیر گشوده و ناگزیر تعیین و استقرار نهادهای طبقاتی برای حراست از این پیام گشوده می شود.
حال انکه در رویکرد "آغاز" چنانکه در مورد رزنتسوایگ اشاره شد هر دین برای بازسازی دایمی رابطه خدا و خلق پدید می اید و این رابطه گو اینکه انزال وحی با رفتن پیامبر پایان می یابد، بسته نمی شود. رابطه خدا و انسان رابطه ای دایمی است و هر روز چون آفتاب نو می شود و از این روی نه یک طبقه خاص متولی این رابطه است و نه چندان به آداب و ظواهر شریعت که می تواند به تصلب ساختاری و پوزیتیو پیام دین منجر شود نیازی است. هر چند که این دومین هم می تواند متضمن وجود طبقه ای خاص برای انتشار پیام دین باشد ولی کارکرد این طبقه آنگاه متفاوت خواهد بود.
رویکرد فیلسوفان و عارفان نیز در هر یک از این دو متفاوت است. به این معنی که رویکرد "آغاز" در نگرش دینی عارفان نوشدن ارتباط انسان و خدا از راه شهود است و رویکرد فیلسوفانه متکی بر خرد انسانی است.
به نظر می رسد که عبدالکریم سروش در آخرین یافته های خود (سخنرانی سال گذشته او در پاریس) با تاکید بر ختم نبوت راه "آغاز" را البته مبتنی بر برداشتی معتزلی و خرد محور بر می گزیند چنانکه با ختم نبوت و رسالت این عقل است که راه ارتباط انسان و خدا را تسهیل می کند (به تمایز عقل و خرد در برداشت افرادی چون سید حسین نصر وارد نمی شوم که ابهام و چالش را وارد این بحث می کند).
به باور رزنتسوایگ خدا از منظر خلق مدام، خدای آغاز است و خدای زیستی موجود مسیحی با خدای فرجامین قرابت بیشتری دارد. در مسئله آفرینش که به بحث ضرورت و اراده در افعال خدا باز می گردد تصویر رزنتسوایگ بیشتر آمیزه ای از نگرش یونانی با الهیات یهودی - مسیحی است، حال انکه در نگرش قرآنی، خدای واحد قهار بی نیاز از هر خلقی است.
پیشتر البته این مفاهیم مورد نزاع متکلمان اسلامی قرون اولیه در مورد افعال خداوند بوده است.

بخش اول کتاب نجات به زیر و رو کردن مفروضات فلسفه قدیم اختصاص یافته تا از رهگذر ان رزنتسوایگ بتواند به فهم آن مفروضات هیئتی واحد برای درک واقعیات روز بدهد.
زیر سئوال بردن "امکان درک کل" در حوزه فلسفه قدیم گویی سنگی بود که رزنتسوایگ در تالاب فلسفه غرب می انداخت، برای این منظور او از "مرگ" می آغازد و با تصویر دقیق ان به عنوان حلقه وصل انسان و خدا، به تفرد هستی انسانی و هویت متشخص مرگ فردی او (بی هیچ مشارکتی از سویی) در متن یک کل رنگی نو می بخشد.
مرگ اندیشی نقطه آغاز شناخت در اندیشه فلسفی است که مرز میان فرد و کل را در یک رویداد وقوع یافته یا در اینجا "Universel" نشان می دهد.
او در تکاپوی ربط مستقیم و بی واسطه فرد و خدای فرد است، از همین روی خدای مسلمین را قادر به این امر می داند که با وجود قدرتی فراگیر و ارتباط با کل، به فرد نزدیک است، مشیت او بر سر هر جزء و کلی گسترده است.
برداشت پیش گفته گذشته از وجوه کلامی، به ویژه درعصر حاضر که پژوهشگران غربی در پی ریشه های فلسفی ارتدوکس اسلامی هستند موجب تفاسیر چند سویه ای شده است و از جمله رایج ترین آن اینکه این فرد مرتبط به خدای بزرگ که مستقیم در تیررس مشیت اوست، بهره مند از صفت خلق اوست و دست او را در فعل خلاق (بخوانید در تشبه با فعل خداوندی) باز می گذارد و از این منظر به مفهوم "مشیت" وجهی مخرب می دهد !
در بخش دوم کتاب، رزنتسوایگ با عنوان "راهی که جهان پی در پی نو می شود" از مفهوم "امکان تجربه معجزه" آغاز می کند. در این بخش وارد الهیات معجزه می شود و با نگاهی به اشلایرماخر و تعریف عصر روشنگری، مفهوم اشراقی معجزه را وارد فازی تاریخی می کند.
او با طرح مباحثی کلیدی در این بخش پای نقدهای عقلانی بر معجزه و شایبه ها و بافته های دینی آویخته بر این پدیده انحصاری را به میان می کشد.
مباحثی که پیش از او هم در رساله های "ایمان و دانش" مردانی چون هگل بازتاب یافته و چنانکه خود در جمله ای زیبا می نویسد کوشش برای ربط میان ایمان و دانش که در جستجوی شهود بلا واسطه است ترجمان این امر است که به تعبیر او "مسایل کلامی در پی تحویل به مسایل انسانی اند و مسایل انسانی در پی آنند تا حد مفاهیم کلامی بالا روند."
رزنتسوایگ اسلام را با عنوان "دین عقل" نمونه اعلای ترکیب وحی و خلق می داند. از نظر او اسلام دین موعظه نبوده و جز اشراق و وحی جاری نیست. به باور رزنتسوایگ قران یک معجزه است اما نه از نوع تلمود که نوشته صرف باشد، قران معجزه ای جادویی است.
در نگاه رزنتسوایگ می توان تمایزی دکترینال میان اسلام و سنت مسیحی– یهودی تشخیص داد. گویی رزنتسوایگ مفهوم "آغاز" را جایگزین مفهوم "حضور و حیات" خداوند در سنت یهودی – مسیحی می کند و با ادامه همین منطق، اختلاف سطح را در "آفرینش" و "کلام" که اولی فعل آغازین خداست و دومین (کلام خداوند) فرجام اولین یا " آفرینش" است، نشان می دهد. تامل در باب "آفرینش" در حقیقت دریچه ورود مفاهیم فلسفی به حوزه کلام و الهیات است.
در تمام فقرات بخش دوم کتاب او به شیوه ای هگلی از شش ویژگی مفاهیم سه گانه آفرینش، وحی و نجات در اسلام سخن می راند که خالی از ابهام و تامل نیست.
در بخش سوم کتاب رویکرد رزنتسوایگ بیشتر معاد شناختی یا اسکاتولوژیک است، با این همه او در این بخش است که مفهوم "خشونت سیاسی" را به وادی مباحث کلامی و اسکاتولوژیک می کشاند.
بحث از ملکوت خدا آغاز می شود و به استبداد معنوی می انجامد. شاید عمده فلسفه سیاسی رزنتسوایگ در همین بخش سوم خلاصه شود، او از مفهوم ملکوت الهی در سنت مسیحی و مناسک ناشی از ان با گریزهای جابجا به نیچه و گوته سخن می گوید و به گونه ای جامعه شناسانه آیین های یهودی را به نقد می گذارد و موعود گرایی را با خشونت سیاسی پیوند می زند.
بررسی دقیق، نقادانه و نکته به نکته "ستاره نجات" فراتر از حوصله نگارش وبلاگی است که امروزه راهی برای ارتباط روزانه و خودمانی است و یا دریچه ای به معارف "فست فودی" !
امید می برم این مختصر را در هیئت مقاله ای کامل و در نشریه ای علمی انتشار دهم تا بتوان حق مطلب را ادا نمود.

Libellés :


Link
Balatarin
Bookmark and Share

| |

_________________________________________________________________________________________________________

    ............................................................................................................

La pensée franco-iranienne

نقل مطالب این پایگاه فقط با ذکر نشانی کامل و اطلاع نویسنده مجاز است

 ::  صفحه اصلی   ::        آشنایی و تماس  :: عکس  :: شعر

   


 روزانــه

 
 

 روزنه

 

 نوشته های پیشین

 

  • با یاد آیه‌الله سید‌مرتضی نجومی کرمانشاهی
  • اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری در انتخابات ایران
  • Réformisme et conservatisme en Iran
  • بحران اُبـوّت و اختلاف سرعت
  • تفکیک یا تحبیب قوا !؟
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - دوم
  • شفافیت و ‌مستوری در سیاست - یکم
  • پیام میرحسین موسوی
  • ملاحـظاتی در منــاظرات
  • چرا به میرحسین موسوی رای می‌دهیم؟
  •  


     


     کتابخانه  


     

     گوگل خوان  



     پــیوندها

     

     

    حوزه
    ریـرا
    بیـاض
    الوراق
    حلقه کاتبان
    رادیو زمانه
    نهج البلاغه
    باشگاه اندیشه
    میراث مکتوب
     جستجوگر قرآن
    جستجوگر شیعی
     فرهنگستان علوم
    كتابخانه‌ ملي‌ايران
    روزنامه‌های ایرانی
     ویکی پدیای فارسی
     بانک مقالات اسلامی
     دایره‌المعارف اسلامی
     اطلاعات حکمت‌و‌معرفت
     خانه حکمت و فلسفه تهران
     کتابخانه آستان قدس رضوی
     انجمن حکمت و فلسفه ایران
     شورای گسترش زبان فارسی
     کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه
     کتابخانه تخصصی اسـلام و ایــران
    Institut européen en sc.religions
    Société française de philosophie
    Biblio numérique en sc. sociales
    Dictionnaire de philo politique
    Unesco Sc.Social et Humaine
    revues.en sc.hum et sociales
    Islamic Philosophy Online
    Collège int.de philosophie
    Insti.de France Académie
    M-Planck-Gesellschaft
    philosophie en france
    La Revue de Téhéran
    Collège de France
    EuroPhilosophie
    Le Saint Coran
    Culture.france
    Henry Corbin
    Google Book
    Les revues
    Le Monde
    Sorbonne
    Philolist
    Erudit
    persée
    CNRS
     


     آرشــیو 


    octobre 2004

    octobre 2005

    novembre 2005

    décembre 2005

    janvier 2006

    février 2006

    mars 2006

    avril 2006

    mai 2006

    juin 2006

    juillet 2006

    août 2006

    octobre 2006

    novembre 2006

    décembre 2006

    janvier 2007

    février 2007

    mars 2007

    mai 2007

    juin 2007

    juillet 2007

    août 2007

    septembre 2007

    octobre 2007

    novembre 2007

    décembre 2007

    janvier 2008

    mars 2008

    juillet 2008

    septembre 2008

    octobre 2008

    décembre 2008

    janvier 2009

    février 2009

    mars 2009

    avril 2009

    mai 2009

    juin 2009

    juillet 2009

    août 2009

    septembre 2009

    octobre 2009

    novembre 2009


       وبلاگ چرخان

       
       This page is powered by Blogger. Isn't yours?


     

     

     

    All Right Reserved  BEHESHTI MOEZ

    Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com