* آقای ايرج خواننده گرامی در بخش کامنت های روژه آرنالدز در باب نوع نگاه اسلام شناسان غربی به مسلمين سئوالی کرده اند که دريغ ام آمد پاسخ اجمالی من به سئوال ایشان در پستی جدا نيايد:
جناب ايرج،
جواب اين سئوال را می توان از منظری عام ديد و يا موردی به ديدگاههای هر يک پرداخت، من منظرعام را بر می گزينم که با سئوال شما مناسبت بيشتری دارد: داستان اسلام شناسی تاريخ مفصلی دارد و آنچه امروز در دانشگاههای جهان به اين نام شناخته می شود ريشه در قرونی و ساليانی دارد كه در آغاز و در بسياری از موارد انگيزه اسلام شناسانه تحقيقاتی نداشته است و شرح آن را می توان از جمله در اثر ادوارد سعيد با نام "شرق شناسی" ديد و مدارس "السنه شرقیه" سابق که در غرب امروز گاه به نام دیگری خوانده می شود یادگار همین دوران است. امروزه البته با فراز و نشيب بسيار اين حوزه صاحب آثار فراوانی است و محققان برجسته ای در دامن خود دارد. نه فقط درحوزه های اسلام شناسی كه بطور جامع تر در شرق شناسی و قوم شناسی، محققان غربی و عمدتا اروپايی توانسته اند مبانی حوزه های مردم شناسی، قوم شناسی و انسان شناسی ( انترپولوژی)، جامعه شناسی، دين شناسی و حوزه های وابسته را به كمال برسانند. با كمال تاسف بايد گفت آثاری كه غربی ها در زمينه اسلام شناسی و حوزه های مرتبط خلق كرده اند بسيار محققانه تر از آثار بسياری است كه بدست خود محققان مسلمان توليد شده است و نمونه آن از ماسينيون، كربن، لوييس، مادلونگ، اوروا، شيمل، اشتراوس، لمبتون، متحده، روکرت، شووان، مایر، گيب، آرنالدز، ژوليوه، گارده، سوردل، رودنسون، لائوست، جرج مقدسی، خوری، مونتی، نيكلسن، آربری، ريتر، چيتيك، روزنتال و ... فراوان است (در اين کوتاه نوشته نمی توان ضعف های هر يک از انها را کاويد که خود بحث مفصلی است)، جودت بسياری از انها نه تنها به علت استناد به منابع دست اول که بهره وری از تحقيقاتی روش شناسانه است، به علاوه نبودن قيود ارزشی و اعتقادی و نگارش های فراتابويی به انها اجازه می دهد تا فارغ ازاين عوارض و با صراحت غربی مسايل را موشکافی کنند، کاری که معمولا از يک نويسنده و محقق مسلمان ساخته نيست و يا آميخته به هزينه های بالاست. سبک های تحقيقی آنها در زمينه های مورد ادعای مسلمين حتی مايه تقليد برخی از انديشمندان اسلامی است و البته مسلمین در مقابل چنین توفیقی نداشته اند و گاه در غرب شناسی و غرب پژوهی به انواع القاب نیز مفتخر شده اند و گاه هزینه های گزاف پرداخته اند !
با اين مقدمه شايد بتوان ادعا کرد که برداشـت محققان غربی حوزه مطالعات اسلامی دراغلب موارد بسيار موشکافانه تر از خود مسلمين است، در بسياری از موارد ادبيت وعربيت آنها از يک آخوند درس خوانده حوزه ما قوی تر است. جزنادر مواردی که می توان سوء برداشت و يا غرض ورزی در انجام اين تحقيقات را در آثار آنها ديد تا به هر دليل نوعی سمت و سو را در اين زمينه ها اعمال و ثبت کرده و گاه کينه های تاريخی را با انها رفوکنند، ساير مواردی که بی غرض انجام شده از اثار ماندگار اين حوزه هاست. امروزه البته برخی از بوميان حوزه های اسلامی کار تحقيقاتی را با عيار روش شناختی و منبع گزينی غربی انجام می دهند ( سابقه اين کار را در تاريخ پژوهشهای اسلامی نيز می توان جستجو کرد) و اين حوزه ها قدری از آشفتگی و کشکول نويسی و ادعاهای احساسی و ملاحظات کلامی رهايی يافته است (شايد از جمله انها دو ايرانی سيد حسين نصر و سيد حسين مدرسی طباطبايی در آمريکا، و انديشمندان عرب زبان عابد الجابری، ارکون، رشدی راشد، نصر حامد ابوزيد و برخی ديگر را بتوان نام برد که از قضا به علت سيطره به متون اسلامی و زبان عربی بر محققان غربی در اين حوزه ها اولويت دارند ) ولی بجز برخی استثناها هنوز تا کسب عيار قابل قبول در تحقيقات اسلامی و رسيدن به يک نگاه منصفانه و دور از تعصبات و ملاحظات دست وپا گير راه زيادی است و هزينه ها در جهان اسلام بالاست و بنا بر اين برداشت دقيق تر مسلمين از خود محتاج صرف زمان است، مثال ها (با تفاوت در مراتب) فراوان است: صالحی نجف آبادی، سيد محمد حسين فضل الله در لبنان و حتی مرتضی مطهری در پاره ای موارد و اين اخير آقا شيخ علی پناه اشتهاردی درقم (چنانکه مسموع افتاد) از جمله اين موارد اند... سخن فراوان است.
Libellés : دین
Link
|
|