اين روزها مسلمين تازه از حج برگشته اند و جماعتی از آنان دست اندر كار سوگواری مردی اند كه هندوان نيز بر او گريسته اند و گاندی هم از اورسم آزادگی آموخته است. در اين سو اروپا درگيرطوفانی است كه چند جاهل يا مغرض با ورودی موهن به ساحتی قدسی دنیای اسلام را به هم ریخته اند وسران اروپا و برخی روشنفكران برای برون رفت از اين ماجرا به نعل و ميخ می زنند. بيشترين تاكيد در اين روزها كه من در مطبوعات فرانسه می بينم تاكيد بی قيد و شرط بر آزادی است، آن هم نه آزادی از نوع كانتی، شلينگی و یا هگلی آن كه از نوع ولتری ! و جز یکی دو نفر کمتر کسی در این روزها از آزادی همراه با مسئولیت سخن راند. فرياد الغوث بلند است تا به نوشته روزنامه "فرانس سوار" روح ولتر مدد كند و خرافه ها درهم پيچند ! آزادی را اصلی خدشه ناپذير، غير قابل چشم پوشی و امری مقدس شمرده اند ولی با مقدسات و باورهای يك جهان ديپلماسی می كنند. آزادی به تعبير شلينگ يك استراتژی برای توسعه وجود انسانی است، نظامی است كه به وجود تعين می بخشد و انسان را در جايی كه بايد قرار می دهد. مفهومی که با شر و اختیار و اراده سخت به هم آمیخته است و جنبه عینی آن از جنبه ذهنی اش جدا نیست. معلوم نيست اگر دين موضوع حوزه خصوصی افراد است چرا برخی از این جماعت که برای حرمت حوزه خصوصی گريبان چاك می دهند در اين مورد چنين گستاخی می كنند؟ به قول صاحب ملكوت چگونه كسانی كه تحمل سخنی ناروا به معشوق خويش را ندارند انتظار دارند كه جهانی در برابر توهين به عزيزتر از معشوق خويش، پيامبر رحمت، سکوت كند. در اين مقوله سخن فراوانتر از ان است كه در نوشته من ايد تا قومی كه خود پيشتاز مطالعات قوم شناسی و آنتروپولوژی اند ندانند كه با باورها و عقايد ديرينه مردمان نمی توان چنان كرد كه هر جوان قلم بدستی از سر شيطنت می كند. التهاب همچنان رو به پيش است و موج اعتراض روز افزون در كشورهای اسلامی گسترده است و مسلمينی كه از آغاز جنگ عراق تاكنون همچنان در حال تحقيرشدن اند علم صلاح الدین ایوبی بدست گرفته اند تا مثلا تخم غرب را برکنند و برخی دکاندارانه بر طبل این عصبیت می کوبند که با ایمان عوام چنین مکنید والا فلا! گویی روزهای بدی پیش روست، روزهایی که خواب شاگردان اشتراوس و هانتینگتون تعبیر می شود وگویی دو سوی دنیا قرار است رویاروی هم بایستند. اولیاء و ملوک مسلمین مقصرتر از همیشه اند، مسئول حقارت این مسلمین آنان اند و دینی که مایه کاسبی است در میانه این دلالی چندان لاغر می شود که آماج حمله مشتی نادان. اگر به قول لویناس می شد "فراتر از آیه" رفت و در متن و سنت چنان نگریست که غبار تاریخ از روی آن سترد و ایمان عوام را به شفافیت راند (هر چند که به قول غزالی به صواب نباشد !) دفاع از ان نیز امروزعقلانی تر می شد. امرا و ملوک و طوایف حامی آنان از دین نان می خورند و روشنفکران چندان از منطق عوام بدورند که باید واسطه ها تراشید و آنان که قدری خرق عادت و اجماع می کنند به سرنوشت نصر حامد ابوزید ومحمد حسین فضل الله و دیگران گرفتار می شوند. نتیجه دفاع چماقی از دینی است که مشتی با چماق (و نه قلم) بر او حمله می اورند، وه که چه دور باطلی است! چه می توان گفت كه به قول کاتب سيبستان گويی كينه غرب با عثمانی است كه دوباره سر بر آورده است. این اوضاع به سود هیچ کس نیست و بیش از همه جهان اسلام ضرر می کند.